داستان دین و مرزها
آوریل 10, 2009 10 دیدگاه
دین لازمه ی زندگی انسان است . انسان بی دین بیشتر شبیه حیوان است تا انسان . این دین است که راه را برای ما روشن می کند تا مبادا به خاکی برویم یا بدتر از آن ؛ به دره سقوط کنیم . این عقاید، همگی بعد از دیدن فیلم unfaithful ( بی ایمان یا بی وفا ) به ذهن من هجوم آورد .
خیلی خوشحالم که از همان دوران کودکی دینی برای خود داشتم . دینی که برای من مرز ها را مشخص می کرد . هر چند که گاهی اوقات از روی نادانی پایم را از مرز ها آن ورتر می بردم و فکر می کردم انسان نباید به چیزی محدود باشد . اما بعد از دیدن این فیلم اعتقادم محکمتر شد . فهمیدم که اگر دین نداشتم یا اگر دینم کمی مرا آزاد می گذاشت الان از حیوان پست تر بودم . اما دین مرا به اینجا رساند ؛ تا حداقل انسان بمانم .
داستان فیلم درباره ی یک زن است . اما این بار زنی که نه زیبایی دارد ؛ نه جوانی و نه برای رسیدن به عشقش تلاش کرده . او زنی است که چون دین ندارد یا بهتر بگویم دینش دستخوش تغییرات بسیاری شده . پس مرزهایش هم آن ور تر رفته – یعنی می گویند توی خاکی یا لبه ی پرتگاه هم اگر رفتی اشکال ندارد و او به دره می افتد – چه چیزی می تواند بدتر از این باشد که زنی متاهل که شوهر و بچه اش را هر روز صبح بعد از بیدار شدن از خواب می بیند ، روزش را با مرد دیگری بگذراند و ادعا کند عاشق است … عاشق دو نفر – دین می دانسته که اگر همچین زندگی ای را قبول کند عواقب ناگورای برای انسان پیش می آید – شوهرش به این رابطه پی برد … آن عشق جاودانه بینشان پاره شد و جان انسانی دیگر نیز از میان برداشته شد ؛ تنها سر هوس بازی های زنی .
فیلم unfaithful فوق العاده تاثیر گذار و احساسی است .
نکات مثبت :بازی فوق العاده Diane Lane برای همسر از دست رفته اش ، موسیقی زیبا
نکات منفی:صحنه های بالای 16 سال
+اصولا یک فیلم را بیشتر به خاطر داستان متفاوتش می بینم تا موسیقی و فیلم برداری و… . برای همین هم ترجیح دادم داستان را برای شما نقد کنم و از خیر دیگر عناصر گذشتم .
اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ ر ا در فید خوانش می خواند .
برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

دفعه بعد بهتر فیلم نقد نکنی , خواهش می کنم , دفعه دیگه فیلم نقد نکن , تورو خدا دفعه دیکه فیلم نقد نکن , پس هنوز نفهمیدی چرا زن خیانت کرد , چون خودت هنوز خیلی کودکی
دوست عزیز اون ابتدای مطلب رو که برای خودم ننوشتم . نوشتم شما بخونی …
unfaithful در اینجا بیشتر به معنای بی وفا مطرح شده نه بی دین.
خیلی جالبه که هر وقت مسایل مربوط به سکس مطرح میشه شما یاد دین میوفتین. چرا دین رو بیشتر توی کمر به پایین تعریف می کنین.
دفاع از حق یا امر به معروف و نهی از منکر که جزء مهمترین اولویتهاست کنار گذاشته شده و به اینها نگاه می کنیم.
دین فقط وظیفه اش اینه که ما بدون دین حیوانیم؟ با دین از حیوانیت در اومدیم الان؟
معمولا دینی که از کودکی بوده باشه چندان ریشه دار نیست.
مطالعه و بحث و شنیدن نظرات مخالف چیز خوبیه.
نخواستم بدون دونستن محکوم کنم نظرم رو گفتم فقط. نظر دیگران محترمه.
unfaithful معنانی مختلفی داره . شما نمی تونید بگید در اینجا چه معنی میده . در حالی که هر دو معنی با فیلم مرتبط است . به نظر من مهمترین و عملی ترین کاری که دین انجام میده همین یک مسئله است ( البته بیشتر به محدوده سنی نیز بر می گردد ) در ضمن اینکه من اصلا به محدودیت های جنسی دین هیچ اشاره ای نداشتم(؟!) و بحثم فقط ایجاد محدودیت و حد مرز بوده . دینی که از کودکی به وجود می آید ، به علت اینکه احساسی و قلبی است در خیلی جاها بهتر عمل می کند و به علت اینکه انسان از ابتدا با آن رشد کرده اگر به آن پایبند بوده می تواند به آن ادامه دهد و تغییر یکباره ای – دینی – را که در میانه های عمر با بحث و عقل به وجود می آید را ندارد . این فیلم این نکات را به من آموخت و حداقل جواب مهمترین سوال آخرتم را گرفتم … برای چه مسلمان بودی ؟
درسته که unfaithful معانی مختلفی داره. ولی توی فیلمی که هیچ اسمی از خدا برده نمیشه و هیچ اشارهای به دین و مذهب نمیشه، فکر نکنم جایی داشته باشه که بی «ایمان» ترجمهش کنیم.
درسته؛ بهخصوص بره خیلی از ما ایرانیها، ممکنه بلافاصله ذهنمون به این طرف هم بره که اینا «احکام خدا» رو زیر پا گذاشتن و چوبشو خوردن! اما فیلم همچین هدفی رو دنبال نمیکرد. فیلمساز اگه همچین ذهنیتی داشته باشه، مطمئن باش بهش اشاره میکنه. هیچ اشارهای به خدا و مذهب نبود. اگه سرزنشی هم بود، به خاطر بیوفایی به شریک و بیوفایی به تلاشی بود که بره شاد نگه داشتن خانواده بود.
اگر هم داره اشاره میشه که عبور از بعضی حدود، باعث مشکلاتی میشه، اشارهای به دینی بودنشون نداره. تحت حوزهی اخلاق عمومی و وجدان مطرحش میکنه.
ضمنا؛ اگه یه فیلم بالای ۱۶ ساله، خب بالای ۱۶ ساله دیگه! اسمش روشه! دیگه نمییان تحت عنوان «نکتهی منفی» حسابش کنن.
شاید از نظر اسلام، کل سینمای غیر وزارت ارشاد جمهوری اسلامی ایران، فاسد و پر از نکتهی منفی باشه (!)، اما وقتی داری دربارهی یه فیلم هالیوودی حرف میزنی، بره خیلیها خندهداره که یکی از دستهبندیهای فیلم رو «نکتهی منفی» به حساب بیاری.
عرض بعدی اینکه درسته ما نقد فیلم بلد نیستیم، ولی نقد فیلم خوندیم و دیدیم و شنیدیم. ترکیب «نقد فیلم» هیچ ارتباطی به فرمایشات شما نداره.
موفق باشید
اول از همه آفرین به شما که نقد هایی رو هم خوندی هم دیدی و هم شنیدی . من هم تعداد خیلی زیادی نقد خوندم و مطلب رو زیاد هم بی ارتباط با نقد فیلم نمی دونم و همان طور هم که گفتم فقط به نقد داستان پرداختم . از یک فیلم میشه چندین برداشت کرد و هیچ دیلیل هم ندارد که بگوییم کدام برداشت درست است . در اینجا هم اسم و هم داستان فیلم را می توان مرتبط با دین پنداشت ، بدون اینکه تناقصی با اصلیت فیلم پیش آید . دلیل ندارد که حتما اسم خدا آورده شود و مستقیما اشاره کند .
شاید حدودا پنجاه فیلم بدون سانسور از سینمای هالیود دیده باشم ( شاید به نظر خیلی ها کم به نظر بیاد ) و کمتر از 2 -3 فیلم چنین شیوه ای رو برای ساخت فیلم ها به کار ببرن . من استفاده از این ابزار رو برای بیان اهداف فیلم و یا جذابیت فیلم یک نکته ی منفی می دونم . اگر هر فیلمی به دلیل هالیوودی بودن از این صحنه های غیر حرفه ای آشکار استفاده کند سینمای هالیوود معنایش را به کل از دست می دهد .
نیازی به اشارهی «مستقیم» و یا صحنههای «آشکار» نیست. مشخصه که اگه تابلو رفتار کنن فیلم لوث میشه.
ولی شما اصلا یه اشارهی غیر مستقیمش رو هم مثال بزن
بالاخره فیلمساز از هر دیالوگ و هر گوشهی هر فریمش میتونه بره القای منظورش استفاده کنه
شما اشارهای (حتی کاملا غیر مستقیم) از طرف فیلمساز میبینید؟ اگه آره بگید که منم دقتم بیشتر شه
من بعد از دیدن فیلم ذهنم متمرکز یک کلمه شد اونم کلمه (خیانت)
به نظر من هدف فیلم به تصویرکشیدن متعهد نبودن به خانواده به دلیل هوس های لحظه ای بود.
و اما استدلال من اینه که همچنین حوادثی که باعث فرو پاشی بنیان خانواده میشه نداشتن یک دین سالم (البته اشاره کنم داشتن دین سالم به وسیله عمل کردن صادقانه به اون معنای کامل خودشو پیدا میکنه)رخ میده چرا که ما شاهد بودیم که شخصیت زن فیلم با رضایت کامل به این عمل تن نمیداد در این حال است که ضعف نداشتن یک دین سالم آشکار میشود چرا که میتوانست مرز بندی رو مشخص کند و شک وشبهه را برطرف کند و از چنین حوادث بنیان شکنی جلوگیری کند البته این رو اشاره کنم این نظر شخصی منه و ممکنه هیچ ارتباطی به انگیزه کارگردان نداشته باشه .
ما باید قبول کنیم که کمال زندگی فردی و اجتماعی ما در گرو دین سالمم و عمل به آن است و خدا را شاکرم که من یک مسلمان هستم و بهترین دین یعنی اسلام را در اختیار دارم که با عمل صادقانه به آن میتوانم بهترین کمال زندگی دنیوی و اخروی را داشته باشم.
در پایان باید بگم که تمام حوادث این چنینی در شرق و غرب عالم به واسطه نداشتن یک دین سالم یا داشتن آن و عمل نکردن صادقانه به آن است.
چرا کانی شخصیت زن فیلم با مرد دلال کتاب می خوابه کانی شوهرش دوست داره و در زندگی اش هم دچار هیچ نوع اختلافی نیست
و خودش هم شخصیت هوسرانی نداره و خانوادش دوست داره پس چرا؟ این سوالی بود که تا مدتی هنگام تماشای فیلم من آزار می داد اول با دیدن
صحنه های معمولی زندگی کانی (بچه داری – آشپزی و…) فکر کردم برای فرار از روزمرگی و زندگی یکنواختش یک زندگی شادتر و
زنده تر رو احساس کنه و بعد در صحنه ای که کانی با دوتا از دوستاش برخورد می کنه و به ناچار با اون برای صرف قهوه می ره گفتگوی اون سه با دیدن پال که اولی می گه اگه دوباره به من نگاه کنه می پرم تو بغلش و… اونجا می فهمیم که از این سه تا دوتاشون قبلا به شوهراشون خیانت کردند و سومی هم هیچ ابایی از این کار نداره و هیچ زشتی در این کار نمی بینه و اونو مثل گستردهتر کردن افق زندگی اش می دونه .فرضیم قویتر شد . ولی در اواخر فیلم با دیدن صحنه ی گفتگوی همسر کانی پال در خانه پال مخصوصا آن صحنه ای که همسر کانی هدیه ای که به کانی داده بود در خانه پال پیدا می کند . و پال می گوید که کانی آن را به من داده این صحنه بسیار پرمعناست و به نظر من نقطه کلیدی اونجا بود که کل فیلم برام معنا پیدا کرد.
کانی عاشق شده بود . و به نظر از همون اولین دیدار عاشق پال شده بود.و برای من اون نگاه و خندهه های پر معنی روی تخت خواب خونه خودش بعد از این که اولین بار پال رو دیده بود معنا پیدا کرد کانی شوهرش دوست داشت ولی عاشق پال بود. حتی وقتی پال کشته شده و تلفن خونش زنگ می خوره و کانی با گریه می گه که باید به این رابط پایان بدیم از حرفاش می فهمیم خواستش برای پایان رابطه به خاطر عذاب وجدانی که داره واگرنه با تمام وجودش این رابط رو دوست داره از لحن گفتارش مشخص . و نام بی وفا در فیلم هم به نظر من به همین معناست خیانت کانی در احساساتش نسبت به شوهرش
باسلام،دوستان سينماى غرب تلاش بسيارى ميكنه كه بتونه فيلمى رو بسازه كه خانواده رو به معناى واقعيش نزديكتر كنه،چرا؟چون در غرب خانواده بيمعنى شده؟چرا؟چون بچه ها كه به سن 18 ميرسن رسما وبه طور كامل از خانواده جدا ميشن.من اينها رو گفتم تا به اينجا برسم كه سينماى غرب نمياد به ما بگه شما بريد دنبال دين،ميگه شما خانواده رو محكم كنار هم نگه دارين.چون اگه قرار باشه برن دنبال دين قطعا به دين اسلام ميرسن چون كاملترينه پس نتيجه ميگيريم هدف فيلم بد نشون دادن خيانت به خانواده است و ميشد گفت اسم فيلم هم همون خيانته.