بررسی متفاوت اپن‌سوزه ۱۲.۱

بعد از مدتی که به خاطر فی-لتر شدن وبلاگ کمتر حال و حوصله‌ی نوشتن داشتم دوباره برگشتم و امیدوارم به زودی با تهیه‌ی یک دامین از این حالت خارج بشم. مثل گذشته کسانی که تمایل دارند می‌توانند وبلاگ را از آدرس http://freetaste.bloghaa.com بدون فی-لتر دنبال کنند.

بالاخره بعد از مدتها قسمت شد که یکی از توزیع‌های لینوکس رو بی‌دردسر نصب کنم و یه جورهایی به طور کامل به لینوکس مهاجرت کنم بعد از یک ماه کار کردن با توزیع اپن‌سوزه تصمیم گرفتم تا یک نقد کامل در این باره بنویسم و بر خلاف سایر بررسی‌ها که تنها در عرض چند ساعت انجام می‌گیرد یک بررسی چند ماهه را پیش روی چشمان شما بگذارم.

متاسفانه طی چند ماه آنقدر برای شرکت ناول مشکل پیش آمد که کاملا اپن‌سوزه را تحت تاثیر خود قرار داد و آن چهره‌ی محبوب گذشته را تا حدودی از بین برد تا جایی که خیلی ها به خاطر خریده شدن آن به دست یکی از زیر مجموعه‌های ماکروسافت به مخالفت با این توزیع برخواستند. اما بهتر است بدانید که اپن‌سوزه در نهایت خودش را به طور کامل از شرکت ناول جدا کرد و مثل اکثر توزیع‌های دیگر community base شد یعنی از این به بعد حرف حرف کاربران است نه شرکت.

متاسفانه بر خلاف گذشته سرعت پیشرفت توزیع اپن‌سوزه به شدت کند شده و در هر نسخه بیشتر شاهد به روزرسانی‌های نرم‌افزاری هستیم تا اضافه شدن ویژگی‌های جدید و خاص. اگر واقع بین باشیم اپن‌سوزه دیگر کمتر ویژگی خاصی دارد و در مقابل اوبونتو، فدورا، مینت و مندریوا(این آخری نظر خودمه) که روز به روز در حال به روزرسانی و افزایش ویژگی‌ها هستند کم می‌آورد.

به نظر من طی دوسال اخیر لینوکس در زمینه دسکتاپ پیشرفت بسیار زیادی کرده اگر قبلا اوبونتو با دبیان و سایر توزیع‌های دبیان بیس تفاوت بسیار کمی داشت امروز صاحب یک پوسته‌ی اختصاصی و فوق‌العاده زیبا و کاربردی مخصوصا برای صفحه‌های کمتر از ۱۴ اینچ است که با هیچ توزیع دیگری به این خوبی سازگار نیست. مندریوا دارای یک محیط سفارشی شده از KDE است که زیبایی و کارایی آن را چند برابر کرده و مینت دارای یک محیط کاربر پسند است. تمام این نکات باعث فاصله گرفتن توزیع‌ها از هم و وجود تفاوت بیشتر بین آنها است.

در این نسخه هم شاهد ویژگی‌های کمی بودیم شاید مهمترین و کاربردی‌ترین آنها جایگزینی systemd با systemV باشد که به خاطر تغییر کردن سیستم راه‌اندازی سرویس‌ها قرار بود سرعت بوت شدن را افزایش دهد که در عمل شاهد تغییر زیادی نیستیم و اگر باز هم قرار باشد مقایسه کنیم کاملا در برابر سرعت بوت اوبونتوکم می‌آورد.

مثل همیشه بررسی رو از قسمت نصب شروع می‌کنیم. این قسمت همانند کل مجموعه یاست هیچ تفاوتی با ۴ سال گذشته نکرده. مراحل کامل و تنظیمات زیادی وجود دارد اما بخش پارتیشن بندی یکم پیچیده از آب در آمده. بعد از نصب وارد سیستم می‌شوید. انتخاب من میزکار KDE است. اما چرا KDE؟

KDE فراتر از یک میزکار

حقیقتا بعد از چند ماه کار کردن با KDE می‌توانم بدون اغراق بگویم که بهترین است، هم از نظر زیبایی و هم از نظر کارایی. برنامه‌ها همه از یک قالب مشخص پیروی می‌کنند و این یکپارچگی را چند برابر کرده. مثلا کلیدهای میانبر تمام برنامه‌ها قابل سفارش‌سازی هستند و این کار برای تمام برنامه‌ها از یک جای مشخص و به بهترین شکل انجام می‌گیرد.

از پایداری بسیار بالایی بر خوردار است و افکت‌های دسکتاپ به روانی هرچه تمام‌تر انجام می‌شود برخلاف کامپیز که با کوچکترین کاری کرش می‌کند.

و نکته‌ی آخر اینکه شخصی‌سازی KDE به بهترین نحو ممکن در دسترس است همه چیز را می‌توان تغییر داد و حالت خشک و عجیب Gnome 3 را ندارد.

بعد از نصب با چیزی مواجه می‌شوید که انتظار دارید. یک میزکار آشنای KDE .مثل همیشه هم مشکلاتی وجود دارد. وایرلس شناسایی نشده اما به کمک سایت linuxwireless.com مشکل به راحتی حل می‌شود. مسئله‌ی بعدی کار نکردن touch pad است که با نصب synaptik و دستکاری تنظیماتش راه می‌افتد.

KDE

یکی از بزرگترین ضعف‌های اپن‌سوزه -که یک زمانی برایش نقطه قوت بود- مدیریت بسته‌های آن است. در حالی که تقریبا اکثر توزیع‌های محبوب package manager های خود را تغییر داده‌اند و محیط آنها را کاربرپسندتر کرده‌اند اپن‌سوزه همچنان از همان مدیریت بسته‌های قدیمی خودش استفاده می‌کند. توضیحات برنامه‌ها در حد یکی دو خط است، هیچ تصویری از محیط برنامه وجود ندارد و کاربران تازه‌کار اصلا نمی‌دانند چه چیزی را نصب می‌کنند. در عوض تقسیم بندی برنامه‌ها به زیرگروه‌های زیاد یک ویژگی مثبت است. تداخل وظایف package manager اصلی با apper بسیار آزاردهنده است. از طرفی apper هم بسیار ساده و مقدماتی نوشته شده و قابلیت خاصی ندارد که بتوان آن را جایگزین مدیریت بسته‌ی اصلی کرد.

در حقیقت pm یاست تنها نقص اپن سوزه است. نسخه‌های جدید خیلی خیلی دیر وارد مخازن می‌شوند. اتصال به مخازن به کندی انجام می‌گیرد یا با بعضی از ISP ها اصلا انجام نمی‌شود. از طرفی واقعا جای تعجب دارد که مثلا اوبونتو با اینکه که software center خود را تازه معرفی کرده بود اما به دلیل ظاهر نه چندان خوب اون رو از ابتدا بازنویسی کرد اما اپن \‌سوزه همچنان از مرکز کنترل یاست استفاده می‌کند که از اپن‌سوزه ۱۰ یعنی ۵ سال پیش وجود داشته و حتی به Qt هم پورت نشده و این حس یک توزیع مرده را به کاربر القا می‌کند.

اگر بخواهیم اپن‌سوزه را با دیگر دیستروهای مطرح KDE مقایسه کنیم می‌توانیم به چاکرا اشاره کرد که به سرعت در حال پیشرفت است و در صورت استفاده از این توزیع می‌توانید با نهایت سرعت از KDE استفاده کنید. چاکرا یه مدیریت بسته‌ی کاربر پسند دارد و مخازن کامل، جدیدترین نسخه‌های نرم‌افزاری را به صورت در مخازن قرار می‌دهد و کاربر از نهایت امکانات استفاده می‌کند. انتخاب بعدی هم می‌تواند مندریوا باشد که به لطف آزمایشگاه روسا یک محیط خاص از KDE را به وجود آورده که در سایر دیستروها به آن خوبی پیاده نمی‌شود.

متاسفانه تعداد برنامه‌های مخازن هم به شدت کم است اگر DVD اپن‌سوزه را دانلود کنید بیشتر حجم آن با نرم‌افزارهای میزکارهای دیگر پرشده که اگر قصد استفاده از میزکار مشخصی را داشته باشید دانلود بیهوده کرده‌اید.

اما ویژگی‌های مثبت این دیسترو

یکی از ویژگی‌های مثبت اپن‌سوزه این است که تنها دیسترویی است که همچنان از KDE 3 پشتیبانی می‌کند و این امکان برای قدیمی‌هایی که از KDE استفاده می‌کردند می‌تواند یک موهبت باشد.

ویژگی دوم می‌تواند مخازن متفاوت باشد. یعنی برخلاف سایر دیستروها که شما با یک نوع از مخازن سر و کار دارید در اپن‌سوزه با سه نوع طرف هستید: مخازن عادی ، مخازن غلطان (که آخرین نسخه‌های نرم‌افزاری را که به پایداری نسبی رسیده‌اند در اختیار شما می‌گذارند که اصلا هم جالب کار نمی‌کنه) و مخازن با پشتیبانی طولانی که با نسخه‌های قدیمی برنامه طرف هستید که تنها آپدیت‌های امنیتی و باگ فیکس‌ها را در اختیار کاربر می‌گذارند یعنی نسخه‌ی 11.1 اپن سوزه هم از این طریق همچنان پشتیبانی می‌شود.

در نهایت من اپن‌سوزه را به کسی پیشنهاد نمی‌کنم اگر خیلی دوست دارید از KDE استفاده کنید کمی صبر کنید بررسی چاکرا هم در راه است 🙂 می‌توانید انتخاب بهتری داشته باشید.

پس‌نوشت: چاکرا را هم امروز امتحان کردم و با یک نقص خیلی عجیب مواجه شدم. درسته که من نسخه‌ی مینیمال را دانلود کردم اما اصلا انتظار نداشتم که حتی بسته‌های سیستمی مثل package manager روی نسخه‌ی مینیمال نباشد افکت‌های Kwin کار نمی‌کرد و هیچ مکان مشخصی هم برای تنظیمات سیستمی وجود نداشت. امیدوارم با بتوانم با حل این مشکلات بررسی خوبی برای چاکرا داشته باشم.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s