دانشگاه: قبرستانی برای دفن اوقات زنده

یک سال پیش در همین روزها من هم مثل خیلی‌ها خان ششم را رد کرده ‌بودم و وارد خان هفتم شدم. خان هفتم آن دوران انتخاب رشته برای ورود به دانشگاه بود. با ظرافت تمام و امیدواری این مرحله را هم رد کردم اما نتایج که آمد در کمال تعجب همه چیز خلاف تصورم شد. به سختی با حقیقت کنار آمدم و به سختی باور کردم. حالا دو انتخاب پیش رو داشتم: دانشگاه سراسری بیرون از شهرم و آزاد داخل شهرم. با فکر و مشورت زیاد و کش و قوس‌های فراوان نهایتا آزاد را انتخاب کردم. وارد محیط دانشگاه که شدم از همان روز اول همه چیز دست در دست هم دادند که من را منصرف کنند و موفق هم شدند. پس از یک ماه به سراسری رفتم با دردسرهای فراوان آنجا ثبت نام کردم و تا الان هم همانجا درس می‌خوانم. گرچه در مقابل آزاد خیلی بهتر بود اما به هیچ وجه روح کمال‌گرای مرا راضی نمی‌کرد. به عنوان کسی که هر دو راه را تجربه کرده می‌خواهم کسانی که در این دو راهی مانده‌اند (یا خواهند ماند) را کمی راهنمایی کنم.

در دانشگاه آزاد (که من در واحد تهران شمالش بودم) هیچ چیز درست نیست. هنگام ورود حتی حس این را هم نمی‌کنی که وارد جایی به نام دانشگاه شدی. فضا، محیط، آدم‌ها، همه چیز خلاف تصورت است. به خاطر ساده‌ بودن قبولی، همه قشری را می‌توانی در آن پیدا کنی از زنان میان‌سال تا مردان شاغل. فضا، فضای دانشجویی نیست. فضای مدرک بگیر است. کمترین هماهنگی وجود ندارد و به نسبت پولی که میدهی کمترین امکانات را میگیری. بخش حرص درار قضیه هم همین جاست با کوچکترین اتفاقی عصبانی میشوی و صفرهای پولی که داده‌ای (آن زمان یک ترم یک رشته‌ی مهندسی ۹۰۰ هزار تومان شد) جلوی چشمت ظاهر می‌شود.

در عوض در سراسری (در اینجا شاهرود از توابع سمنان:/) همه چیز خیلی متفاوت‌تر است. حداقل قضیه این است که «حس میکنی» وارد دانشگاه شدی نه وارد یه آموزشگاه.

اما این پایان ماجرا نیست. دو ترم که در همان سراسری درس می‌خوانی به این موضوع میرسی که دانشگاه از بن جای مزخرفیست. در طی یک سالی که در آنجا درس خواندم دانشجوهایی که دیدم را می‌توانم به چند دسته تقسیم کنم: عده‌ای صرفا آمده‌اند، نمی‌دانند چرا، آمده‌اند خوش گذرانی و تفریح. عده‌ای آمده‌اند مدرک بگیرند. عده‌ای آمده‌اند که نمره‌بیاورند و با معدل بالا مدرک بگیرند. هیچ کس برای آشنا شدن با «چیزهای جدید» به آنجا نیامده. این یک سال برای پیدا کردن آدمی شبیه خودم با سطح فکر خودم و حداقل با سطح علاقه‌ی خودم درباره‌ی فناوری اطلاعات به بن بست خوردم(جز تعداد کمی سال بالایی). طرز فکرها -مخصوصا نگاه به جنس مخالف- کاملا بچه‌گانه و کور بود. بیشتر آنها کمترین اطلاعاتی از مبانی رایانه داشتند. نحوه‌ی نصب آنتی ویروس، نحوه‌ی کرک کردن برنامه‌ها، نحوه‌ی باز کردن فیس بوک و… جزو سوالات مضحک و عادی بود که از اساتید پرسیده می‌شد. برخلاف آنچه تا قبل از آن در ذهن ما کرده بودند نقش اساتید در یاد دادن مطالب صفر بود. خیلی رک می‌توانم بگویم هرچه در این یک سال یاد گرفتم از اطلاعات قبلی یا با مطالعه‌ی خودم بود و حضور در کلاس کوچکترین کمکی به من نکرد. خیلی‌ها هم که به این حقیقت پی برده بودند در اکثر کلاس‌ها حاضر نمی‌شدند و تقریبا هم موفق بودند.

دانشگاه خارج از محل زندگی مشکلات خاص خودش را دارد. سختی رفت و آمد و مسافرت‌های طولانی، دور بودن از دانشگاه و سختی دسترسی به آن در شرایط اضطراری از مشکلات اولیه‌ی آن است که زندگی در خوابگاه هم به این مشکلات می‌افزاید. در این یک سال بارها پیش آمد که دلم می‌خواست در یک جا تنها باشم، تنها فکر کنم، تنها درس بخوانم و تنها استراحت کنم، اما به هیچ وجه در آن لحظه چنین جایی را پیدا نمی‌کردم.

آشنا شدن ناگهانی با سی-چهل نفر و قرار گرفتن آنها درون زندگی روزمره‌ات واقعا تجربه‌ی اعصاب خوردکنی است که همراه دور بودن از خانواده تمرکزت را کاملا به هم می‌زند و مجالی برای یادگیری نمی‌گذارد.

مسلما این یک سال دیدم نسبت به زندگی بعد از کنکور و دانشگاه عوض شده و در ضمن هر انسانی هم شخصیت مخصوص به خودش را دارد که باید طبق آن دست به انتخاب بزند نه طبق حرف‌های دیگران (همین جا کسی بود عاشق ادبیات و سینما که تنها به خاطر حرف دیگران ریاضی و در پی آن یک رشته‌ی مهندسی را انتخاب کرد). به حرف دیگران اهمیت بدهید اما با حرف دیگران تصمیم نگیرید.

در آخر اگر قرار باشد دوباره انتخاب رشته کنم طور دیگری این کار را انجام می‌دهم. پیشنهاد می‌کنم اول از همه اگر فکر می‌کنید در سه دانشگاه مطرح ایران: تهران، شریف و امیرکبیر قبول می‌شوید آنها را انتخاب کنید. پس از این سه دانشگاه، دانشگاه‌های سراسری داخل شهر یا استانتان را بزنید. از نظر ارزش مدرک به جز این سه دانشگاه سایر دانشگاه‌ها در یک رده قرار دارند، خود را «درگیر کدام بهتر است» نکنید. ببینید «کجا» بهتر است و کجا راحت‌تر هستید، چهار سال زندگی را زهر مار خود نکنید، ارزشش را ندارد.

بعد از آن سه دانشگاه و دانشگاه‌های درون محل زندگی، من سراغ پیام نور می‌روم نه شهرستان. از نام پیام نور انزجار یا ترس نداشته‌ باشید. شهرستان دردسرهایی دارد که باعث می‌شود روزی ده بار به خودتان فحش دهید. هرچند بعد از یک سال عادت می‌کنید و بعد از دو سال ممکن است خوشتان هم بیاید اما تبعات خودش را دارد.

به بارها شده که حسرت می‌خورم چرا به حرف دیگران گوش دادم و پیام نور را کاملا کنار گذاشتم. اگر دنبال کسب علم هستید این انتخاب را دست کم نگیرید. چیزهایی مثل رفت و آمدهای درون شهری و برون شهری، خوابگاه، زندگی دانشجویی، دوری از خانواده، روبرو شدن با آدم‌های جدید و بی‌خاصیت، شوک یک تغییر ناگهانی در زندگی، حضور در سر کلاس‌های بیهوده و … وقت شما را تلف نمی‌کند. می‌توانید یک زندگی حساب‌شده، آرام و لذت بخش داشته باشید. اگر قصد دارید در آینده وارد بازار کار شوید و صرفا یک شخصیت علمی نباشید می‌توانید راحت‌تر و بهتر کار پیدا کنید. می‌توانید در کلاس‌هایی که دوست دارید شرکت کنید و مسیر یادگیری و زندگیتان را آن طور که دوست دارید رقم بزنید.

در دوران دانشگاه در با ارزش ترین اوقات خود قرار دارید، وقتهایتان را در این قبرستان چال نکنید.

Advertisements

لینوکس؛ باری دیگر ( گام به گام برای انتخاب یک توزیع )

ابتدا اگر هنوز با مفهوم لینوکس و دنیای منبع باز آشنا نیستید این نوشته را بخوانید .

تابستان سال گذشته بسیاری از وقتم را صرف کار کردن با اوبونتو [1] و یادگرفتن راه و چاه های آن کردم . ( دو نوشته ی من در این باره + + ) سه ماهی برای نصب مودم گذشت تا اینکه یکبار در حین سر و کله زدن های همیشگی اکثر برنامه ها و محیط گرافیکی آن پاک شد و چیز دیگری جز خط فرمان باقی نماند . از آنجایی که از سعی زیادم برای نصب مودم خسته شده بودم ، بی خیال نصب سه باره ی آن شد ، در عوض ترجیح دادم تا مدتی صبر کنم تا با نصب سیستمی جدیدتر از مشکلات آن راحت شوم . تحقیقاتم را برای یافتن توزیعی بهتر شروع کردم .  بعد از یک سال در این زمینه تجربیاتی کسب کردم که آنها را برای شما می نویسم شاید مشکل گشای کسی بود .

linux-distros

به گنو – لینوکس عشق بورزید

در راه رسیدن و یادگرفتن لینوکس [2] نا همواری ها و مشکلات زیادی وجود دارد . پس از همین ابتدا سعی کنید به لینوکس عشق بورزید . با خواندن مطالبی در این باره ، دیدن عکس های زیبا و خیره کننده از میز کار های مختلف، با در جریان قرار گرفتن اخبار و آگاهی از  پیشرفت سریع طوری نشان دهید که با تمام وجود منتظر استفاده از آن هستید . این را به خاطر داشته باشید که لینوکس یعنی دردسر . تنها اگر عاشق چیزی باشید می توانید از دردسر هایش چشم پوشی کنید (چه جمله ی حکیمانه ای ) . پس اول از همه به گنو-لینوکس عشق بورزید .

تعیین میز کار

همیشه یادتان باشد بعد از نصب یک سیستم عامل اولین چیزی که چشمتان می بیند- مخصوصا برای کاربران مبتدی – یک میز کار  است . کسی که برای اولین بار قصد سفر به لینوکس را دارد به دنبال بنجره ی ترمینال و کنترل سیستم از طریق دستورات متنی نمی گردد . چندین میزکار برای گنو-لینوکس نوشته شده که سه مورد از آنها بر استفاده ترین و کاربر پسند ترین محیط ها هستند .

گنوم (Gnome 2.26)

محبوب ترین میزکار در لینوکس است . طبق آمار نشریه ی عصر ارتباط و به نقل از pcworld حدود 45 درصد از میزکار های مورد استفاده در لینوکس گنوم می باشد . سه ماه با این محیط کار کردم . کاملا یک نواخت است . همه چیز یک رنگ و آیکن ها بچه گانه است . ویژگی اش این است که از منابع سیستم هم به نسبت استفاده ی کمتری دارد .پیشرفت این محیط بسیار لاک پشت وار و آهسته است . اگر خواهان نوآوری و تغییر و تحول هستید از انتخاب گنوم خود داری کنید . البته این ضعف باعث شده که پایداری بیشتری نسبت به سایرین داشته باشد . در ضمن من تانیلوس ( فایل منیجر گنوم  مثل اکسپلورر در ویندوز ) را اصلا تایید نمی کنم .

کا.د.ای(KDE4.3 beta2)

یک یک میز کار کامل و فوق العاده زیبا که طبق آمار منتشر شده ( از همان منبع ) 35 درصد از رایانه های لینوکسی را در تسخیر خود دارد .به تازگی در حال استفاده از این محیط هستم و به علت نیاز تقریبا بیشتر سخت افزاری اش ( مخصوصا رم ) نسبت به گنوم در صورت بالا رفتن مصرف رم ( مخصوصا هنگامی که تعداد زیادی برنامه باز می شود ) کمی کند کار می کند . پیشرفتش چشم گیر و سریع است . محیط اش طوری است که یکنواخت جلوه نمی کند و پیشنهاد من به کسانی است که خواهان تغییر و پیشرفت هستند . اگرچه همین ویژگی باعث شده تا ناپایدار تر باشد (مثلا تعدادی از برنامه هایی که برای نسخه ی 3 نوشته شدند ایرادات برنامه های نوشته شده برای نسخه ی 4 را ندارند ) . دلفین هم عملکرد واقعا بهتری نسبت به ناتیلوس دارد .

– xfce

به سَبُکی مشهور است . تقریبا شبیه به گنوم می زند . مخصوص رایانه هایی است که رم پایین و – شاید – گرافیک ضعیف دارند . همچنین طبق آمار 8 درصد از لینوکس کاران را مورد پوشش قرار داده است .

و سایر میز کار ها که 12 درصد از سهم را در اختیار دارند که هرکدام بیشتر برای هدفی خاص طراحی شده اند (مثل : x windows و…)

مشخص کردن برنامه های مورد نیاز

این خیلی مهم است که اساسا لینوکس را برای چه کاری انتخاب می کنید . تفاوت توزیع های مختلف به برنامه هایی است که روی هر کدام نصب شده . اگر لینوکس را برای دکستاپ می خواهید با توجه به سطح مهارتتان بهتر است به تر تیب از opensuse , pc linux os , mandriva ,ubuntu , parsix استفاده کنید . اگر هدفتان سرور است به ترتیب debian , fedora , ubuntu server را پیشنهاد می کنم . اگر هم هدفتان پشتیبانی قوی و کار کرد راحت است به طور قطع نسخه ی تجاری red hat را تایید می کنم .

توزیع های ویژه تری نیز درست شده اند مثل نسخه ی مالتی مدیای اوبونتو ، نسخه ی اسلامی اوبونتو ، نسخه ی مدرسه ای و … .

توزیع یابی

حالا با روشن کردن هدفتان از نصب لینوکس به این صفحه رفته و به پرسش هایش پاسخ دهید . البته زبان سایت انگلیسی می باشد که کمی تسلط را لازم دارد .

سفارش

برای شفارش تا اونجایی که من می دونم سه سایت وجود دارد : سیتو ، لینوکس شاپ و لینوکس مارکت .

هر سه خوب هستند اما من به شما سیتو رو پیشنهاد می کنم . چون محصولات بیشتری دارد ، به سرعت به روز می شود ، پشتیبانی اش بهتر است ،به حقوق مشتری احترام می گذارد و در نهایت دارای یک مدیریت عالی است . لینوکس شاپ متمرکز تر است و لینوکس مارکت که به تازگی افتتاح شده؛ دیسک فدورا را به رایگان عرضه می کند .

اینها راههای تجربی برای انتخاب یک توزیع بودند . سعی نکنید همه ی توزیع ها را امتحان کنید ، یکی را برگزینید سپس برای یادگیری آن به اندازه ی کافی وقت بگذارید . قید توزیع های دیگر را بزنید و به طور مستمر از همان استفاده کنید . اخبارش را دنبال کنید و سعی کنید همیشه بروز باشید تا دردسر کمتری بیینید . این مهم نیست که از اوبونتو استفاده می کنید یا از فدورا یا از اپن سوزه مهم این است که از لینوکس استفاده می کنید و لینوکس یعنی آزادی .

[1]ubuntu : یکی از توزیع های لینوکس است که به سادگی و کاربر پسندی مشهور است . هنگام ورود به میدان باعث تغییرات زیادی در دیگر توزیع ها شد .

[2] gnu-linux: قوی ترین سیستم عامل جهان که به صورت منبع باز می باشد و چند سالی هست که سعی دارد تا جای خود را بر روی رایانه های خانگی باز کند .لینوکس هسته ی این سیستم عامل قدرتمند را تشکیل می دهد و گنو ابزارآلات لازم برای ارتباط با هسته را .

+ منتظر مطالب دیگر من در این زمینه باشید .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ ر ا در فید خوانش می خواند . Billboard_Feed_32x32 برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ برای ایمیلش ارسال می شود .

چو وردپرس نباشد تن من مباد [ وردپرس چیست ؟]

چند وقت پیش تصمیم گرفته بودم به دلیل سانسور های بیش از حد فیلتر چی ها وبلاگم را از وردپرس تغییر دهم . برای همین ابتدا به سراغ سرویس دهنده های ایرانی رفتم ؛ پرشین بلاگ ، بلاگفا ، پارسی بلاگ ، بلاگ اسکای و… از جمله ی آنها بودند . اما با نا امیدی تمام ، دست از پا دراز تر تصمیم گرفتم تا سری به آخرین امیدم بزنم ؛ بلاگر . پر طرفدار ترین سرویس وبلاگ نویسی بود . پشتش به غول بزرگی به نام گوگل قرص است و اطمینان دارد که حالا حالا ها از دور رقابت خارج نمی شود . اما در عین نا باوری این سرویس دهنده هم مرا راضی نکرد …. سیستم مدیریتش سردگمم می کرد و من از سردرگمی متنفرم . این چنین بود که به جواهری پی بردم که مدتها در اختیار داشتم … وردپرس .

شما برای ایجاد یک وبلاگ به یک سرویس دهنده نیاز دارید . سایتی که با در اختیار گذاشتن برنامه ای تحت وب امکان مدیریت وبلاگ را به شما می دهد و فضایی را نیز برای وبلاگ و فایل های شما در نظر می گیرد . بلاگفا ، بلاگر و … هر کدام یک سرویس دهنده ی وبلاگ هستند و تفاوتشان ؛ امکاناتی است که در اختیار کاربران می گذارند . وردپرس یک سیستم مدیریتی مستقل بود . یعنی یک برنامه که می توانستید از اینترنت دریافت کرده و آن را بر روی هاست ( فضایی در اینترنت که امکان بارگزاری فایل های مختلفی دارد ) شخصی خود که آن را قبلا خریداری کرده بودید بگذارید . حالا با خرید یک دامنه ی اینترنتی (com , org ,ir و … ) یک وبلاگ کامل داشتید که با کمی تغییر می توانستید با آن کار یک سایت را نیز انجام دهید . پس از استقبال شدید از سیستم مدیرتی وردپرس این سیستم به صورت رایگان و عمومی برای کاربرانی که علاقه ای به خرید هاست نداشتند ، تهیه شد . وردپرس به دلیل کد باز ( open source ) بودن پیشرفت های چشمگیری را به ارمغان آورده و می شود گفت در تمامی جهان تقریبا رقبای دیگر خود را از میان برداشته ؛ به جز در ایران که کاربران همچنان از دیدن امکانات بلاگفا برای مدتها در تعجب می مانند ( همین کد باز بودن آن باعث شده تا در مدت زمان کوتاهی نسخه ی فارسی این سیستم مدیریتی نیز انتشار پیدا کند . پس از نظر زبان اصلا نگران نباشید که می توانید به راحتی با زبان فارسی ای که خود کاربران عادی آن را تکامل داده اند استفاده کنید ).

امکانات

وردپرس از نظر امکانات بسیار کامل است و این در مورد نسخه ی مستقل اش بیشتر صدق می کند . همین طور که امکان اضافه کردن انواع پلاگین به آن وجود دارد . اما روی ما با وردپرس. کام است یعنی سایتی رایگان که به شما فضایی به اندازه ی 3 گیگابایت می دهد .

ستون مدیرتی : همین عکس پایین است . از طریق این ستون می توانید به کل وردپرس و امکانات آن دسترسی داشته باشید . هر کدا م از این قسمت ها پس از کلیک کردن به صورت منویی کشویی گشوده شده و کامل تر می شود .1

پیشخوان(dashboard) : ویژگی فوق العاده که در آخرین نسخه ( یعنی 2.7 ) نیز کامل تر شد .هنگامی که در وردپرس لوگین می کنید ، اولین صفحه ای است که برای شما به نمایش در می آید .  در این صفحه می توانید تقریبا به تمام قسمت های وردپرس دسترسی داشته باشید و با سرعت هرچه تمام تر کار های خود را سر و سامان دهید . این امکان باعث سنگینی این صفحه هنگام بارگذاری شده است که با قابلیت کم و اضافه کردن این عناصر مشکل به راحتی حل می شود . ویجت هایی(widget) که در این صفحه قرار دارند عبارتند از : شمارنده ی بازدید کنندگان ، نمایش نظرات ، آمار کلی بلاگ ، انتشار سریع مطلب ، دسترسی به پیش نویس ها . فعالیت شما در وردپرس ( شامل نظراتی که به بلاگ های وردپرسی دادید ، مطالبی که منتشر کرده اید ، وبلاگ هایی را که لینک کرده اید و… ) اطلاعات از وبلاگ های دیگر ( شامل آخرین مطالب ، پر بازدید ترین لینک ها ، پر بازدید ترین وبلاگ ها و… ) که امکان تغییر مکان ، بستن و دوباره اضافه کردن آنها را دارید .

نوشته ها(posts): مدیریت کامل بر روی نوشته ها ، ارسال نوشته ی جدید (دارای امکان تگ گذاری ،مشخص کردن تاریخ انتشار ، مشخص کردن میزان دسترسی افراد به نوشته ، گذاشتن پسورد به نوشته ، ایجاد موضوع بندی ، قرار دادن پینگ (ping) ،امکان نتظیم کردن آدرس مطلب ،اضافه کردن لینک ، موسیقی ، ویدیو ، عکس و نظر سنجی با استفاده از سایت Polly ، قابلیت ویرایش نوشته به دو صورت html و طبیعی و…)

فایل ها(media): صفحه ای برای مدیریت فایل های آپلودی شما به سرورتان در وردپرس ( دارای امکان آپلود فایل ، در اختیار داشتن 3 GB فضای رایگان ، مدیریت و حذف فایل ها )

پیوند ها (links ) : مدیریت لینکدونی با امکان تعیین مشخصاتی برای مقصد لینک و…

صفحه ها (pages ): این قابلیت امکان ایجاد صفحه های جدا از مطالب اصلی وبلاگ را به شما می دهد . البته این صفحه های ایجاد شده امکان اضافه کردن مطلب جدید را (مثل نوشته های اصلی ) ندارد اما می توانید مطلب مهمی را که می خواهید همیشه جلوی چشم خواننده با شد در آن جای دهید ؛ مثلا در آن مقداریی درباره ی خود و وبلاتان بگویید . تا هر کس در هر زمانی نیاز به اطلاعاتی از وبلاگ داشت سریعا بتواند به این صفحه مراجعه کند .

نظرات (comments): مدیریت نظرات داده شده که انصافا بهترین سیستمی است که تا به حال دیده ام راحت ، روان ، بدون استفاده از لود دوباره ی صفحه ( با استفاده از کد های Ajax و java ) .شما در این قسمت امکان پاسخ دهی به نظرات ، حذف ، ویرایش و جفنگ اعلام کردن (اصطلاحا اسپم یا نظرات مزاحم و هرزه است که در نسخه ی فارسی به این نام ترجمه شده )  آنها را دارا می باشید . همچنین می توانید اطلاعاتی از فرد کامنت گذاشته ؛ مثل : آدرس IP و ایمیل و آدرس بلاگ .

نمایش(appearance ):شما در این بخش می توانید ظاهر وبلاگ خود را تغییر دهید . قدرت اظافه کردن انواع ویجت ها که البته مدت هاست ویجت جدیدی به آن اضافه نشده . همچنین در این بخش می توانید قالب وبلاگ خود را از میان حدودا 50 قالب پیش فرضی که وردپرس در اختیار شما قرار داده انتخاب کنید . امکان اینکه خودتان قالبی برای وبلاگتان بسازید وجود ندارد . این میتواند هم یک حسن باشد از نظر استاندارد بودن تمامی وبلاگ ها و هم یک مشکل برای محدودیت کار . برخی از قالب ها نیز به شما اختیاراتی از قبیل تغییر سربرگ ، رنگ کلی ، تغییر در ستون ها و … را می دهد .

تنظیمات (settings): تنظیمات کلی وبلاگ ، حذف و اضافه کردن دامنه .

ابزار ها (tools): دارای قابلیت export و import مطالب که به نوعی یک پشتیبان گیری محسوب می شود . همچنین در دو ابزار شامل هماهنگی کامل با  Google gears و قابلیت نشر سریع مطالب که کاری مشابه لینک پراکنی ها انجام می دهد.

ارتقاء ها (plugins): قابلیت اضافه کردن دامنه و بالا بردن امکانات وردپرس با پرداخت مقداری پول که البته برای اکثر ساکنان ایرانی میسر نمی باشد .

+ عضویت در وردپرس به راحتی انجام می شود . کافیست به سایت رفته و روی کلمه ی sing up کلیک کنید بعد از آن با داشتن کمی تجربه و یا دانستن معنی برخی لغات می توانید به راحتی یگ وبلاگ با تمامی امکانات داشته باشید .

اصطلاحات

open source : در شماره ی بعدی به طور کامل درباره ی این دنیای بزرگ صحبت می کنیم .

Widget: آیتم ها و عناصری جدا از یک موضوع که قابلیت حذف ، حرکت و تغییر را دارند .

Tag: به معنای برچسب است که امکان دسته بندی مطالب را به شما به صورت گسترده به شما می دهد . اما به سیستم دسته بندی تفاوت دارد .

login(لوگین): ورود به سایتی .

ping :اطلاع رسانی برای مطلبی که تازه منتشر کرده اید ، برای وبلاگ یا وب سایتی دیگر .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ ر ا در فید خوانش می خواند . Billboard_Feed_32x32 برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ برای ایمیلش ارسال می شود .

توزیع خود را بیابید

یکی از کار های سختی که برای دوست داران لینوکس پیش می آید ؛ انتخاب توزیع مناسب است . این کار وقتی سخت تر می شود که شخص با تعداد زیادی از توزیع ها آشنا باشد . حالا باید بین سی صد عدد توزیع لینوکس یکی را انتخاب کند .
حالا اگر نمی دانید از چه توزیعی استفاده کنید و یا سیستمی که با آن کار می کنید نیاز هایتان را بر طرف نمی کند نگاهی به سایت zegenie Studios Linux Distribution Chooser بندازید . این سایت با ایجاد پرسش هایی بهترین توزیعی که مناسبتان است را به شما پیشنهاد می کند . البته فعلا تعداد توزیع ها کم و در حدود 20 هدد است اما در آینده توزیع های دیگری هم به لیست اضافه می شود .جالب است که به من اول از همه اوبونتو رو پیشنهاد داد ودر گزینه های بعد کوبونتو و ماندرایو .
به هر حال حتی برای یک بار هم که شده این سایت را امتحان کنید تا ببینید از توزیع مناسبی استفاده می کنید یا خیر .

+ توضیح بیشتر : سیستم عامل لینوکس یک منبع باز یا اپن سورس است ( یعنی ایجاد تغییر در آن آزاد و کد های برنامه برای همه در دسترس است ) برای همین توزیع های زیادی از این سیستم عامل ساخته شده و در اختیار کاربران قرار گرفته . ایجار یک توزیع نیاز به آشنایی با زبان برنامه نویسی و مقداری اطلاعات از دنیای اپن سورس و برنامه های منبع باز دارد . برای همین این کار توسط گروهی از افراد خبره انجام می شود و در اختیار کاربران قرار می گیرد .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .