شوک

فقط خواستم بگم که این وبلاگ همچنان زنده است و … از اولین روز بعد کنکور زنده‌تر هم می‌شه.

ادامه نوشته »

Advertisements

کمک کنید! وردپرس دارد نابود می‌شود!

یادش به خیر یک زمانی که وردپرس تازه باب شده بود پسوندش در پس آدرس یک وبلاگ مایه‌ی اعتبار آن وبلاگ بود. اما حالا وردپرس پر شده از هرزنوشته‌ها. مطمئنا این هرز نوشته‌ها در هر سرویس وبلاگی پیدا می‌شوند اما این در صدر برترین‌ها قرار گرفتن خیلی جای تاسف دارد. این را می‌دانم که رتبه‌بندی برترین وبلاگ‌های وردپرس بر اساس تعداد بازدیدها و بر اساس سلیقه‌ی عموم است اما مشکل این است که نباید گذاشت که کاربران برای دیدن عکس‌های ستارگان هالیوودی مستقیما به یک وبلاگ وردپرسی منتقل شوند. وردپرس با ارزش است نباید گذاشت آلوده‌ی این اراجیف شود و وبلاگ‌های فوق‌العاده‌اش به فراموشی سپرده شوند.

برای پاکسازی وردپرس به یاری تک تک شما دوست‌داران وردپرسی‌ها نیازمندیم. از هر راهی که به فکرتان می‌رسد باید وبلاگ‌های ارزشمند را به بالا بکشانیم.مثلا:

۱. می‌توانید آنها را در بلاگ رول وبلاگتان قرار دهید یا می‌توانید صفحه‌ای مخصوص آنها درست کنید یا با بازدید و نظرات بیشتری که برای آنها می‌گذارید آنها را به نوشتن ترغیب کنید.

۲. می‌توانید در صورت مشاهده‌ی وبلاگ‌های هرزنویس یا غیر اخلاقی آنها را از طریق تولبار بالای هر وبلاگ به وردپرس گزارش دهید.

از نظر من وبلاگی خوب است که کمی خلاقیت و پایبندی به اصول وبلاگ نویسی و تک بودن مطالب را داشته باشد و نمایی کلی را از شخصیت درونی هرکس در معرض نمایش بگذارد.

در ضمن من هم اگر به وبلاگ خوبی برخوردم به بلاگ‌رولم اضافه می‌کنم.

ادامه نوشته »

وبلاگ برهنگی و برهنگی وبلاگی

فضای اینترنت به قدری بزرگ است که رام کردنش کار هر کسی نیست. در این دنیای بزرگ روزانه هزاران نفر مشغول فعالیت هستند تا فرهنگ و عقاید خودشان را بیش از سایر فرهنگ‌ها در مقابل دید مردم قرار دهند.

کمی بعد از تولد اینترنت پدیده‌ای به نام وبلاگ جایش را در میان عموم باز کرد و به عنوان محیطی ساده برای نوشتن مردم عادی و به نمایش گذاشتن فرهنگ‌های مختلف شناخته شد. این محیط با رشد بی‌وقفه‌ی اینترنت بزرگ شد و امروزه نقش یک جامعه را بازی می کند. حالا هر کشوری برای خودش جامعه‌ای وبلاگ نویس دارد که می‌تواند به نسبت بقیه‌ی رسانه‌ها آزادانه تر سخن بگوید و حرفش را به گوش مردم کشورش برساند.

اکنون هر جامعه‌ی وبلاگی نمادی از فرهنگ مردم آن مرز و بوم است و عدم وجود چنین جامعه‌ای سخن از فقر فرهنگی دارد. گذشت دوره‌ای که فرهنگ مردم یک سرزمین را با کتاب و مقاله می‌سنجیدند اکنون وجود وبلاگ‌های پر محتوا و قوی نیز شناسه‌ای برای فرهنگ است. در این میان ایران و زبان فارسی از فقر وبلاگی شدید رنج می برد. از وبلاگ‌هایی که فرهنگ برهنه‌ی غرب را ترویج می‌دهند و جالب مطالبشان روزانه هزاران بازدید کننده دارد تا برهنگی وبلاگی که برای رهایی از آن نیاز به فرهنگ سازی‌های متعددی است.

در سال دو هزار و نه داشتن یک وبلاگ برای هر کس یک نیاز محسوب می شود و برای هر کشور یک سرمایه. پس برای بالا بردن سرمایه‌های کشور روی شما حساب می کنیم. اگر وبلاگی ندارید همین الان دست به کار شوید. ببینید در چه موضوعی تخصص کافی دارید و می توانید آن را با دیگران به اشتراک بگذارید.

در ایران نقش این جامعه‌ی وبلاگی بعد از انتخابات 88 بسیار پررنگ تر شد. به طوری که بسیاری از جوسازی‌ها توسط همین قشر جامعه انجام شد. البته چیزی به نام آزادی برای آنها وجود نداشت. به بند رفتن تعدادی از وبلاگ نویسان مطرح بدون دلیل خاصی شاهدی برای این مورد است. لازم است بدانید که این فضای بسته‌ بعد از تصویب با به نوعی تکمیل قانون جرایم رایانه‌ای بسته تر نیز شد. اکنون سرویس‌های ارائه دهنده‌ی وبلاگ – و سایر سایت‌های اجتماعی- موظف‌اند تا در صورت در خواست قوه‌ی قضائیه تمام آمار و اطلاعات فرد مذکور را رو نمایند. این قانون محیط ناامنی را برای بسیاری ایجاد کرده اما خوشبختانه هیچ تاثیری بر روی وبلاگ نویسان نگذاشته.

مرتبط

تولد دو سالگی وبلاگ

در راستای روزی جهانی برای وبلاگ‌ها

سه امکان جدید وردپرس در یک هفته

به راحتی هرچه تمام تر وبلاگ دار شوید

ادامه نوشته »

کم بنویس ، همیشه بنویس [ توییتر چیست ؟]

از ابتدای تولد اینترنت وبلاگ نویسی یکی از تفریحات کاربران به شمار می آمده . از این ابزار برای به اشتراک گذاشتن تجربیات ، اعتقادات و نظرات استفاده می کرده اند . کسی که وبلاگی را راه اندازی می کرد ، دوست داشت علاوه بر تجربیاتش ، اتفاقات روزمره و کارهای جالبی را که هر روز انجام می داد ؛ را نیز با دیگران تقسیم کند. اما این کار به علت تعدد وقایع هم وقت زیادی را می برد و هم ارزش بلاگ را – به علت کاهش بار موضوعی – پایین می آورد . عدم بر طرف شدن این نیاز بزرگ در کاربران بسیار دیده می شد . بسیاری با کمبود آن کنار می آمدند و بسیاری با همان ابزاری که در آن زمان در دسترس بود تا حدودی نیاز خود را بر طرف می کردند .اما تمام این مشکلات با یک ایده ی ساده بر طرف شد. با ایده ای که نامش را میکروبلاگینگ گذاشتند .Twitter2

Twitter اولین سرویس میکروبلاگینگ، در این زمان آغاز به کار کرد . این سرویس تنها یک سوال ساده از مخاطب داشت :“ الان چکار می کنی ؟ ” یا “what are you doing ? ” . اما همین سوال ساده به سرعت گسترش پیدا کرد . به طوری که خیلی ها برای تبلیغ محصولاتشان از این استفاده می کردند . بسیاری از بازیگران و خواننده های محبوب آمریکایی در این سایت برای خود یک پروفایل داشتند تا بدوین وسیله بتوانند با طرفدارانشان ارتباط برقرار کنند . حتی نماینده ی دموکرات آمریکا که الان به عنوان رییس جمهور این ایالت انتخاب شده هم بسیاری از محبوبیت خود را مدیون میکروبلاگ هایی است که در آن زمان ارسال کرده .

اما واقعا چه لذتی دارد که سرویسی به شما اجازه بدهد تا 140 کاراکتر را در پاسخ به سوال “ چه میکنی ؟ ” برایش ارسال کنید . اینها بر می گردد به همان کمبودی که در آن ابتدای کار مشاهده می شد .در حقیقت شما با پاسخ دادن به سوال مورد نظر در کمترین زمان و با آسان ترین روش برای خود خاطره نویسی می کنید . مطمئنا لذت بسیاری دارد اگر بیست سال بعد به چنین روزی بر گردید و بخوانید کارهایی را که در این لحظه انجام داده اید . علاوه بر این به جز خاطره نویسی ، توییت کردن ( در اصطلاح به عباراتی می گویند که به سایت توییتر ارسال می شوند ) یک هنر نیز به شمار می آید و می تواند توانایی شما را در مفید صحبت کردن و مفید نوشتن افزایش دهد .شما به اندازه ی 140 حرف ظرفیت دارید تا احساستان را به طور کامل بیان کنید . با این اوصاف دیگر خبری از نوشته های طولانی که قبلا در وبلاگ ها قرار داشت و یک اتفاق ساده ی روزمره را تعرف می کرد خبری نیست . شیوه کلی کار به این صورت است که شما با دنبال (follow ) کردن دیگران در سایت توییتر می توانید لیست دنباله های خود را افزایش دهید تا از توییت های افراد بیشتری با خبر شوید. هر چند تعداد دنباله ها و کسانی که شما را دنبال می کنند بیشتر باشد موقعیت شما در این سایت بهتر می باشد . همچنین امکان  برگزیده کردن نوشته هایی خاص و افزودن آنها با علاقه مندی خود در این سایت و جود دارد . امکان انتخاب یک عکس پس زمینه و قالب های متفاوت برای صفحه ی اصلی (Home ) ، امکان به روز رسانی توسط اینترنت موبایل و پیامک ( حتی در ایران ) ، وجود کاربران بسیار زیاد ، آمار ارسال متوسط 100 توییت در ثانیه و وجود نرم افزار های مخصوص جهت راحتی کار از دیگر ویژگی های این سایت می باشد . در آخر مروری داریم بر انواع سایت های میکروبلاگ نویسی :

identi .ca : میکروبلاگینگ که بر پایه ی اپن سورس است . وجود room های مختلف برای گفتگو و تبادل نظر ، امکان برچسب گذاری بر روی نوشته ها ، هماهنگی کامل با توییتر ( به این معنی که اگر خواستید می توانید تا نوشته هایی را که در identi پست می کنید به اکانت شما در توییتر نیز ارسال شود یا امکان انتقال دوستان توییتری به اکانت شما در identi ، در صورتی که در این سایت عضو هستند ) ،هماهنگی کامل با برنامه های توییتری و… .

Jaiku.com : در این سایت می توانید رخدادهای روزانه ی خود را ثبت کنید و فعالیت اجتماعی دیگران را مرور کنید.

plurk.com : پلارک یک ژورنال اجتماعی است که در آن می توانید زندگی خود را با دوستان، اقوام و آشنایان به اشتراک بگذارید.این سرویس از زبان فارسی پشتیبانی می کند.

+ من در توییتر

نوشته های مرتبط

خوراک دوستی [ فرندفید چیست ؟]

چرخ دنده های گوگل از آن شماست

این نوشته را بعدا بخوانید

وب 2 به زیان ساده

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ ر ا در فید خوانش می خواند . Billboard_Feed_32x32 برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ برای ایمیلش ارسال می شود .

تفکری نه چندان عمیق در جمله ی حکیمانه ی ” پیوندتان مبارک “

اصل کار یک وبلاگ به اشتراک گذاشتن اعقادات و تجربیات تازه است . یک وبلاگ که اخبار هر روز را منتشر می کند تنها یک خبرنامه ی ساده است و کارش به اندازه وبلاگی که از تجربیات یک فرد تشکیل شده ارزش ندارد . چون آن تجربیات و اعتقادات مخصوص ذهن یک انسان است و هیچ جای دیگر پیدا نمی شود .من هم برای همین وبلاگ می نویسم . تا اعتقاداتم را با دیگران به اشتراک بگذارم .

یکی از راه های کمال انسان شناخت این است که اصلا برای چه به این دنیا آمده و اینکه فلسفه ی هر چیز مخصوصا دستوراتی را که خدا داده بداند . یکی از دستوراتی که خداوند به انسان داده این است که او باید ازدواج کند . گرچه در دین هیچ چیز اجباری نیست اما یک از در های کمال ازدواج است . حال نه تنها انسان بلکه تمامی موجودات “ جفت جفت آفریده شده اند “ . بعد از کلی تفکر به نتایج جالبی رسیدم که آنها را برای شما بازگو می کنم . این نوشته ها به هیچ وجه موثق نیست ، بلکه از تفکرات خودم و مطالبی که در گوشه کنار  خوانده ام به وجود آمده و تنها قرار است این ها را در زندگی خود لحاظ کنید ( اگر پذیرفتید ) نه اینکه کاملا به آن عمل کنید .

از نظر من فلسفه ی ازدواج دو چیز است :

1.شاید به خیلی ها بر بخورد مخصوصا به جنس مونث ،پس اگر جنبه ندارید از این مورد اول بگذرید . می شود گفت که زن تنها یک وسیله است . یک وسیله است برای مرد . یکی از وسیله های شیطان برای منحرف کردن انسان ( مخصوصا مرد ) همین زن است و در ابتدای خلقت هم یکی از دلایلی که برای خلقت زن گفته شده تنهایی آدم است . همچنین گفته شده :” کسی که در ابتدای جوانی ازدواج کند یکی از راه های شیطان بر او بسته می شود “. پس می توان گفت که یکی از دلایل ازدواج از بین رفتن یکی از راه های گناه بر مرد است (البته این امر برای زنان هم صدق می کند، اما کمتر … شاید هم من به عنوان جنس مذکر اشتباه می کنم  ) البته اگر هم زن را یک وسیله فرض کنیم باید دانست که وسیله ی با ارزشی است . همان طور که بسیاری از موفقیت ها بعد از ازدواج نائل انسان می شود . به هر حال این هم یک نوع دیدگاه است دیگر .

2.می شود گفت که انسان جزئی از خداست ؛ جز کوچکی از او . او در ابتدای آفرینش از آسمان هبوط کرد و حالا وظیفه اش در این دنیا این است که خود را کامل کند . باید نواقص خود را بر طرف کند ، ویژگی های خود را به خدا نزدیک کند ( در این باره مقدار بسیار کم است و مسلما هیچ بنی بشری نمی تواند توانایی های خود را به خدا برساند ) تا بتواند برای ابد در کنارش زندگی کند . حال کسی که ازدواج میکند در حقیقت روح و جسم ( مخصوصا روح ) خود را با دیگری پیوند داده . فرض کنید دو کره ای که دارای حفره های بسیار زیادی هستند را به صورت مجازی داخل هم کنیم ! هر کدام در قسمت خاصی سوراخ دارند و وقتی درون هم قرار می گیرند می توانند یکدیگر را بپوشانند و یک کره ی کامل تر به وجود بیاورند . جالب تر اینکه اگر دو کره ( با حجم های متفاوت ) در نقطه مشترکی دارای نقص باشند وقتی درون هم قرار می گیرند انتهای یکی از حفره ها ، ابتدای دیگری می شود  و عمق سوراخ بزرگتر می شود .  همین اتفاق دقیقا برای انسان می افتد . دو فرد که با هم ازدواج می کنند نواقص یکدیگر را بر طرف می کنند . هریک اعتقاداتش را به آن یکی تحمیل می کند تا یک اعتقاد واحد و پایدار به وجود بیاید . پس بر خلاف نظر بسیاری دو فرد اگر وجوه مشترکی داشته باشند اصلا به درد یکدیگر نمی خورد و مطمئنا پس از مدتی از یکدیگر خسته می شوند .در عین حال ممکن است با ایجاد تشابه هر دو در نقطه ای دارای نقص باشند که در این صورت ناقص تر می شوند ( عمق حفره بیشتر می شود ). در ازدواج سازگاری مهم است نه تشابه یعنی انسانی مناسب است که تحمل فردی متفاوت را در کنار خودش داشته باشد ، انعطاف پذیر باشد و گفته های او را با بحث و جنگ و جدل بپذیرد . حتی اگر هم نپذیرفت باز هم او را دوست داشته باشد و در کنارش زندگی کند .  برای شما سخت نیست که انسانی شبیه به خود را برای مدتها در کنارتان تحمل کنید . کسی که هر چه به او می گویید قبول کند ، بدون هیچ بحثی . دانسته های شما را او هم بداند و ویژگی های شما را او هم داشته باشد … دیگر چه نیازی به دوستیست ؟

حال ببینید که این عمل عارفانه و جدی در جامعه ی امروزی چقدر پیش پا افتاده و لوس به نظر می آید . دو فرد بدون در نظر گرفتن ویژگی های یکدیگر با هم ازدواج می کنند . دلیل انتخاب یکدیگر را هم علاقه بیان می کنند . حال اینکه بیشتر این علایق به خاطر ظاهر طرف به وجود می آید . هنر هم نکرده . دختر زیبایی را می بیند و عاشقش می شود ! و این را در نظر نمی گیرد که هر کس دختر زیبایی ببیند خوشش می آید . این را بدانیم که برای هر کس در این کره ی خاکی یک جفت در نظر گرفته شده که با آن خوشبخت می شود ( عشق ارتباط ارواح با یکدیگر است نه اجسام . دو فرد که عاشق یکدیگر هستند هیچ احتیاج ندارند درباره ی علاقه مندی هایشان با یکدیگر صحبت کنند . یا برای ساعت ها به هم زل بزنند و قیافه ی هم را وار انداز کنند . همین که در کنار یکدیگر بنشینند آرامش خاصی پیدا می کنند ؛ کافی است . حتما لازم نیست جسم هایشان با هم ارتباط بر قرار کند همین که کنار هم اند روح ها کار خودشان را می کنند) . در این میان به پسرها از همه بیشتر فشار می آید . دیگر در این دوره زمانه به کسی که خانه ، ماشین ، شغل عالی ، پول و مدارک عالیه نداشته باشد زن نمی دهند . بعد هم که طرف با هزار بدبختی اینها را جور کرد مهریه ، خان بعدی است . به نیت تاریخ تولد دختر به سال اقلیدسی(!) مهریه تعیین می شود تا اگر احیانا به دختر خانمشان در زندگی فشار اندکی آمد سریعاً به خانه پدری برگشته و تا هفت نسلش تامین باشند .تازه خوبه شیر بها و این جور چیز ها کمتر شده وگرنه پسر بیچاره کلی هم آنجا پیاده می شد . ازدواج هایمان رسما به یک معامله تبدیل شده : شغل +قیافه+ مدرک + خانه +تامین حقوق ماهیانه ی زن +  n تا سکه + عشق ، صفا ، صمیمیت ، مهربانی ، لطافت و… = دختر ترشیده ی ما

از این ها که بگذریم … بگذارید بگم … دستم تازه گرم شده … مراسم ازدواج به بدترین نحو بر گزار میشه . به رسم و رسومات کاری ندارم این ها همه نظر من است که می خوانید ! به جز 30 مرحله ی اول که شامل بله برون و عروس کشون و عروس برون و نامزدی و عقد و… است ، به عروسی می پردازیم . چه دلیلی داره آدم این همه در عروسی ها خرج کنه ؟ اصلا چه دلیلی داره آدم انقدر شاد باشه .این همه خوشحالی برای چیست برای اینکه دو نفر دیگر به هم می رسند تو خوشحالی ؟

چند وقت پیش عروسی دعوت بودم که اصلا بهم نچسبید . انواع ظلم و رو کم کنی ها در آن دیده شد . از داماد شروع می کنیم ( که این طرفی بود ) کسی که تا دیروز باهاش تو کوچه تمرین فوتبال می کردم حالا به عنوان داماد داشت از در وارد می شد و خیلی جالب اصلا که تحویل گرفته نشدم هیچ در دو مرحله هم به وجود خودم در آنجا شک کردم . دختران فامیل (از آن طرف ) هم اینقدر جیغ های بنفش کشیدند که تا یک هفته با آرام بخش می خوابیم ! دو نفر از عزیزان هم در آخرهای مراسم به قصد هم نشینی با اسید معده یمان به دیار باقی شتافتند  . البته با کمی دقت می شد فهمید که تنها یکیشان قبل از مرگ طمع چاقوی قصاب را چشید ؛ دیگر در فراق اولی آنقدر نعره زد که فکر کنم قبلش سر به نیست شد بود و دیگر نتوانست سرعت حرکت چاقو را بر روی پوست گردنش احساس کند . به اینها هم می گویند خوشحالی . تازه همه ی اینها هم آخر مجلس با حرف های حکیمانه ی پدر و مخصوصا مادر در باب اینکه  “ تو دیگه داری میری (مترادف عبارت رفتنی هستی )! من دخترم رو اول به خدا می سپارم بعد به پسر شما . “ عروس و داماد هم که تا چند لحظه ی پیش در پوست خود جا نمی شدند در این لحظه گوله گوله اشک می ریزند . و مادر عروس آنچنان غرق در حرفهایش شده بود که انگار قرار است دنیایش با دخترش جدا شود .

ازدواج به نظر من آنقدر محترم و جدی هست که باید از این به بعد پای کارتهای عروسی نوشت : … همراه بانو به صرف چند دقیقه سکوت .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ ر ا در فید خوانش می خواند . Billboard_Feed_32x32  برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

اولین کسی باشید که مطالب وبلاگ برای ایمیلش ارسال می شود . gmail_thumb41