ف یلتر شدگان

بسیاری از سایت های خدماتی هستند که در ایران بی دلیل ف یلتر شده اند . این سایت ها تنها به دلیل ارائه ی خدمات بزرگ و سخت بودن کنترل محتوای آنها صورت گرفته . نگاهی داریم به چند سایت معروف در این ضمینه :

1.بالاترین : نوشته های زیادی در وب وجود دارد که به علت پراکنده بودن دسترسی به تمامی آنها غیر ممکن است . حالا سایتی به این منظور ایجاد شده که تمامی مطالب وب را در آن به صورت لینک به اشتراک می گذارند . اما این کاربران هستند که با امتیاز خود به یک لینک می گویند که آن بالاترین باشد یا پایین ترین . با این ایده تمامی اخبار و مطالب جالب طی یک روز را بدون به هدر دادن وقت می شود دید . شاید بشود گفت که این سایت تنها از نظر سیاسی ممکن است جزو ف یلترشدگان قرار گیرد . نوشته هایی که باعث ف یلتر شدن بی مورد این سایت شد اغلب موضوعات داغ سیاسی بودند که در هیچ رسانه ی دیگری منتشر نمی شد و توسط وبلاگ های دیگر به آنجا راه یافته و با امتیاز بالا تبدیل به بالاترین لینک شدند . کاری که مسئولین باید انجام می دادند و صد البته ندادند ، این بود که تنها می شد وبلاگ هایی با این موضوع را ف یلتر کرد . اما همان طور که می بینیم بعد از گذشت ماها از ف یلتر شدن بالاترین همچنان وبلاگ ها به نوشتن خود ادامه می دهند . جالب اینجاست که با ف یلتر شدن این سایت همچنان کاربران زیادی در به فعالیت می پردازند .

2. وردپرس فارسی : سایت وردپرس به زبان های مختلی ترجمه شده علاوه بر آن بر اساس ملیت های مختلفی نیز ارائه می شود که یکی از آنها فارسی است . با وارد کردن آدرس وردپرس وارد بخش انگلیسی سایت می شود . وردپرس فارسی سایتی با همین قالب و امکانات اما تنها وبلاگ های فارسی در آن وجود دارد . یکی از ویژگی هایی که باعث می شد خیلی از وبلاگ های ناشناس با قرار گرفتن در لیست " آخرین وبلاگ های بروز شده" در اینجا شناخته شوند . ( ویژگی که در خیلی از سرویس های ایرانی از جمله بلاگغا وجود دارد .

3. فیس بوک: یکی از آرزو هایم این بود که بالاخره در سایت فیس بوک عضو بشوم . اما هیچگاه به آرزویم نرسیدم . فقط به خاطر بی مسئولیتی ف یلتر کنندگان .

شاید یکی از دلایلم برای ایجاد این پست آزادی سه سایت دلیشس ، فوتو دات نت و تکنوراتی بود . خیلی دوست داشتم مانند دیگران از سایت دلیشس استفاده کنم . لینک های مورد علاقه ام را در آنجا قرار دهم تا دیگران چه از طریق وبلاگ و چه از راه های دیگه بتوانند به آنها دسترسی داشته باشند . امروز به این آرزویم رسیدم. امیدوارم در آینده نیز شاهد آزاد شدن دیگر سایت ها نیز باشیم .

Advertisements

اوبونتو سرکاری

دو ماه پیش تصمیم گرفتم که از ویندوز، شیرین کاری ماکروسافت که در زمان پدری برای خودش غولی بود دل بکنم . اما انگار همه چیز دست در دست هم داده بود تا این اتفاق نیافتد .

  ubuntu-1280x1024

خرید اینترنتی در اغما

تنها راهی که برای خرید اوبونتو وجود دار سفارش آن از طریق اینترنت است . معروف ترین سایتی که به ارائه ی لوح های فشرده ی کد باز می پردازد ، سایت لینوکس شاپ است . اما از متاسفانه دو راه برای خرید لوح فشرده بیشتر نداشت . یکی از طریق بانک سامان و دیگری با واریز کردن مبلغ مورد نظر به حساب سایت بود . مطمئنا هیچ کدام از این راه ها برای یک CD 700 تومانی نمی ارزید . بعد از گذشت دو هفته که با هزار بدبختی توانستم در بانک سامان حساب باز کنم … سایت لینوکس شاپ تعطیل شد . اونهم نه یکی دو روز . تقریبا 50 روز بود که به سایت لینوکس شاپ مراجعه می کردم و زمان بازگشایی سایت رو می دیدم که به تعویق افتاده بود . به ناچار و از روی شانس با سایت سیتو آشنا شدم .اندکی از لینوکس شاپ بهتر کار کرده بود . و مهمترین ویژگی که داشت خرید اینترنتی و پرداخت پول به مامور پست بود . اما متاسفانه 6 روز طول کشید که بسته به دستم برسد ، آن هم با پست سفارشی .

با این وضعیت که خرید های اینترنتی دارند . چطور می شود مردم را تشویق به این کار کرد . ( گرچه من تنها خرید لوح فشرده را امتحان کردم )

قدر ماکروسافت را باید دانست

مدتها بود که درباره ی اوبونتو کسب اطلاعات می کردم . اینکه آیا ارزش نصب کردن را دارد یا خیر. بعد از کلی گشت و ذار و شنیدن تعریف از اینکه چقدر سیستم عامل خوبی است . بالاخره آن را نصب کردم . اما بعد از آن فهمیدم که ماکروسافت چه کار بزرگی را برای جامعه ی دیجیتال انجام داده . ویندوز با بیشتر سخت افزار ها سازگاره ، کار کردن با آن راحته و امکان اینکه قسمتی از آن را نفهمی کم است . اما طی دو هفته کار کردن با اوبونتو هنوز نتوانستم مودمم را نصب کنم و بدون اینترنت خیلی از کارها رانمی شود با اوبونتو انجام داد که یکی از آنها گوش دادن به موسیقی های mp3 است . الان هم گه گاهی به اوبونتو سر می زنم . گاهی هم به انجمن فارسی اوبونتو می روم تا ببینم آیا کسی توانسته به مشکل من پی ببره یا نه .

تجربه

در آخر تجربه هایی را که به عنوان یک تازه کار به دست آوردم ( مخصوصا از نصب مودم ) به عرض شما می رسانم .

برای نصب مودم به ترتیب این مراحل را طی کنید :

1. ایتدا برای اینکه مطمئن شوید مودم شما نصب شده یا نه از دستور    

l spci | grep modem

در ترمینال اوبونتو استفاده کنید . سه حالت روی می دهد . اگر دستور خروجی داشت یعنی مودم شما نصب شده .(توجه کنید که خروجی نام مودم است ) در غیر این صورت خودتان باید دستی مودم را نصب کنید .

2. در صورتی که مودمتان نصب نیست . ابتدا باید فایل scanmoden را از دریافت کرده و سپس آن را بر روی اوبونتو ی خود اجرا کنید . برای این کار کافی است تا برنامه را از جالت فشرده خارج و بر روی فایل اجرایی کلیک کنید .

3. بعد از اجرا کردن برنامه پوشه ای با همین نام ایجاد می شود . با باز کردن فایل modemdata می توانید نوع مودم خود را پشتیبانی کنید . اگر از نوشته ها سر در نمی آورید ، با انتخاب دکمه ی جستجو به دنبال این عبارات بگردید . هر کدام در فایل پیدا شد .نوع چیپست مودم شما است :

  • GCC3.4

  • Intel536EP

  • Alsa

  • Smartlink

  • Lucent

  • Conexant

    4. برای دانلود هرکدام از این درایو ها بر روی آنها کلیک کنید .

    5. اگر در نصب مودم موفق شدید که با مراجعه به این صفحه می توانید ادامه ی کار که همان ایجاد کانکشن است را بروید . اگر هم موفق نشدید هیچ راهی ندارید . بهتر است خود را برای حرص خوردن های متوالی آماده کنید . می توانید از انجمن فارسی اوبونتو برای راهنمایی استفاده کنید . خدا به شما صبر بدهد.

    + برای استفاده ی تصویر اوبونتو به عنوان تصویر زمینه روی آن کلیک کنید.

  • او رفت ، ما که چیزی نفهمیدیم

    خبر رو صبح جمعه خواندم . به سایت فرند فید رفته بودم که اولین خبر نظرم را جلب کرد :"خسرو شکیبایی درگذشت . " کاملا جا خوردم . همه جا خوردن ؛ این را می شد از نظراتی که در عرض چند دقیقه گذاشته شده بود فهمید . اشکم داشت در می آمد . با در نظر  اینکه خبر زیاد واقعی نیست و جنبه ی شایعه دارد خودم را دلگرمی می دادم . چیز زیادی از او به یاد ندارم . تنها فیلمی که از او دیدم خانه ی سبز بود در سن پنج – شش سالگی .زیاد اهل سینما رفتن نبودم .  بعد از آن گه گاهی عکش رو در فیلمهای تازه ای که بازی کرده بود می دیدم . اما همین شناخت کم اوضاع را بدتر کرده بود . آرزو داشتم برای یک بار دیگر هم شده بتوانم خانه ی سبز را ببینم تا با آن خاطرات یک عمر زندگی کودکی را زنده کنم . اینچنین آرزویی داشتم و جرقه ای از داستانها و صحنه هایش احساسم را شعله ور تر می کرد . یاد  جد بزرگ افتادم که همیشه به این فکر می کردم چگونه از تابلو بیرون می آید . یاد جلساتی که مردهای خانواده دم در برپا می کردند وفتی که از این زندگی کم می آوردند ، یاد … متاسفم دیگر چیزی یادم نمی آید .

    وقتی خبر را شنیدم ناگاه دلم تنگ شد. برای آن تن صدای خاصش برای آن بازی خارق العاده اش و برای آن حسی که با روحش به بیننده می داد و برای نگاهش… .

    او رفت ، ما که چیزی نفهمیدیم ، یا حداقل خودمان را به نفهمی می زنیم . در دوران اوج بازیگری اش بچه بودم .برای همین چیزی از او یادم نمی آید ، اما او را با تمام وجود دوست داشتم و خواهم داشت . کاش برای یک بار که شده صدایش را می شنیدم ، فقط برای یک بار .

    بگذاریم حداقل پاسخ زحماتش را با خواندن فاتحه ای بدهیم . بلکه توانسته باشیم تا حدودی به وظیفه ی خودمان عمل کنیم . ای کاش هیچ وقت فراموشش نکنیم.

    مرتبط:

    + زیبا بود . تقریبا یاد خسرو شکیبایی را در دلم زنده کرد . اما با سایه ای از صدایش :

    گاه حادثه اي تمام باورهايت را به هم مي ريزد و تو مجبوري به خودت فرصتي بدهي. فرصتي براي يافتن, جستن و پيدا كردن چيزي كه خودت نمي داني چيست اما به يقين وقتي آن را يافتي مي فهمي كه آن همان چيزيست كه از دست داده اي و يا چيزي كه به آن نيازمندي. آن چيز يك باور است, باوري سبز در دلت و تا آن موقع احساس مي كني كه آواره اي . . .*
    *واگويه اي از رضاي خانه سبز وقتي كه بي عاطفه اش در قبرستان قدم مي زد.
    .
    آقاي سبز حالا ما كه بي تو در شهر و قبرستان و دنياي سينما قدم مي زنيم با خودمان چه زمزمه كنيم ؟

    + دکلمه ای از او برای او

    خوش عنصر

    گذشتگان بر این اعتقاد بودند که بر روی کره ی زمین چهار عنصر حیاتی وجود دارد . هر انسانی از پیوستن به یکی از این عناصر به احساس خوشی دست پیدا می کند . شخصی با پیوستن به آب لذت می برد . کسی از خاک خوشش می آید و دوست دارد با آن یکی شود و با بوییدن آن احساس لذت می کند . بعضی ها با آتش اخت می گیرند ، چطوری ؟ نمی دانم .

    اما من مثل خیلی های دیگر از باد خوشم می آید . آن هنگام که در مقابل نسیم دل انگیز بهاری قرار می گیرم نوعی آرامش تمام وجود مرا فرا می گیرد. در مرحله ی بالاتر از نسیم باد نیز هنگامی که به موهایم بر خورد می کند و آنها را نوازش می دهد برای من خوشایند است .

    در قسمت نظرات اگر کسی از هر کدام از این عنصر ها خوشش می آید و با وجود آنها احساس آرامش می کند . نام آن را به همراه دلیل بگویند ، شاید مفید واقع شد .

    هرگز آباد

    خیلی از بازی های رایانه ای برای ما تجلی بخش خاطرات زیادی است . پدر و مادران ما با کارتون ها و انیمیشن های گذشته یاد دوران کودکی و حال و هوایش می افتند و ما با بازی های رایانه ای آن زمان .  بعضی از بازی های رایانه ای که در گذشته ساخته می شد بسیار زیبا تر و سرگرم کننده تر از بازی های امروزی بود ضمن اینکه خشونت و رعب و وحشت نیز در آنها کمتر یافت می شد. چیزی که مرا به نوشتن این پست واداشت پیدا شدن یکی از زیبا ترین بازی های دوران کودکی ام است که در آخر به آن بازی نیز می پردازیم .

    برای ما در دوران کودکی یک لوح فشرده ( با سپاس از زبان فارسی ) بود و یک دنیا بازی . با یک لوح فشرده که برایمان می آوردند ، دو – سه سال سرگرم می شدیم . دیگر از بازی های داس بگذریم که معلوم نیست  چگونه با آن خط و نقطه ی ساده ساعت ها ما را پشت رایانه میخ کوب می کرد . بررسی بسیار کوتاهی می کنیم راجع به بازی های گذشته ی خود ، هرچند دوران کودکی ما همین دیروز بود و آنچنان به گذشته دوری شباهت ندارد .

    1. Prince of Persia :کمتر پیش می آمد که نام اصلی و کامل بازی را یاد یگیریم . این اسم هم تازه یاد گرفتم . قبل از آن بازی را پرنسس می نامیدم . اما چند وقت پیش فهمیدم Prince of Persia که جدیدا سر و صدای زیادی هم کرده پیشرفته ی همان پرنسس خودمان است . چیزی که از این بازی به یاد دارم . پسرکی بود با لباس های سفید و موهایی طلایی که به دنبال شاهزاده ای در قصر می گشت و عبور از موانعی مانند تیغ های فلزی که اندکی خشن می نمود . 

    2. علاء الدین : مدت ها با این بازی سرگرم شدیم . با حرکات موزونی که می آمد و سیب هایی که پرتاب می کرد و با اسم های خیالی که برای شخصیت هایش می گذاشتم و با دشمنان دست و پا چلفتی وقتی از بین می رفتند دود شده و در هوا نا پدید می شدند ، بدون حتی ریختن ذره ای خون به احترام روح لطیف کودکان . اما متاسفانه هیچ وقت نتوانستم این بازی را به اتمام برسانم و در آرزوی دیدن انتهای آن ماندم .

    3. هرگز آباد (never hood) : بازی که مرا به نوشتن این پست واداشت . وقتی که بچه بودم

    این بازی را با اسم خمیری یاد می کردم. گرافیک زیبا و منحصر به فرد که بازی را بسیار طبیعی کرده و فضای اطراف که با خمیر ساخته شده ، همچنین شوخی ها و طنز هایی که در داستان اتفاق می افتد ، همگی از ویژگی هایی بودند که باعث خاطر انگیز کردن این بازی شدند . گرچه مدت بازی ( در صورتی که روش رفتن آن را بدانید ) به پنج- شش ساعت نمی کشد . اما با مشاهده ی بعضی از مکان ها شما می توانید مدت ها سرگرم شوید و حتی تعجب می کنید که سازندگانش چه حوصله ای داشتند که داستانی به این بلند بالایی و ریشه دار ساخته اند . نمونه ی بارز این کار را در سالنی بسیار طویل می توان یافت که انتهایش تنها یک دیسکت وجود دارد که برای به دست آوردن این دیسکت باید 30 پرده راه بروید تا به آن برسید .( در این بازی یک صحنه ی ثابت وجود ندارد و هر بار که به انتهای صفحه برسید در ایتدای صفحه بعدی قرار می گیرید ، درست مثل برگ های یک کتاب) و بر دیواره اش تمام قدمت این سرزمین نوشته شده است . برای خواندن آن حتی اگر به زبان انگلیشی هم مسلط باشید شاید بیشتر از پنج ساعت طول بکشد ( یعنی چیزی در حدود کل بازی بدون خواندن نوشته ها ) و این نشان از وقت و تخیل زیادی است که برای این بازی گذاشته اند .

    پی نوشت : اگر کسی این مطلب را خواند در قسمت نظرات همین پست تعدادی از بازی های زیبایی را که در دوران کودکی با آنها سرگرم می شده نام ببرد شاید برای من و دیگران یادآور خاطرات زیادی باشد .

    و ایرانسل می ترکاند…

    همیشه در تعجم که این ایرانسل با این همه فشاری که از سوی دولت میشه ؛ با این همه جایزه ی میلیونی و با این همه کاهش قیمت سیم کارتهاش چطوری برای زن وبچه اش نون شب جور می کنه . اما با این همه مشکل ایرانسل دست به حرکتی نمادین و البته پول ساز زد . راه اندازی دو سرویس جدید خدمات متنی و ویترین .

    سرویس خدمات متنی قبلا به صورت کوچک از طرف موسسات دیگر ابداع شده بود . کار این سرویس جدید این است که به درخواست شما مبنی بر دریافت خدمات مختلف متنی یک پیامک حاوی اطلاعاتی که انتخاب کردید برای شما ارسال شده و هزینه ی آن از پول شارژ شما کم و یا به صورت حساب شما اضافه می شود .برای مشاهده محصولات پر طرفدار این سرویس کافی است یک پیامک بدون متن به شماره ی 8440 ارسال کنید . همچنین از طریق اینترنت و عضویت در سایت می توانید دریافت پیامک را زمان بندی کنید .

    تا اینجای کار عادی به نظر می رسید . اما قسمت جالب آن در سرویسی به نام ویترین است که امکان دریافت بازی ، برنامه ، آهنگ و ویدیو را برای شما موثر می سازد . البته هزینه ی آن به نسبت گران است . مثلا قیمت هر فایل صوتی ( که در همان پیامک معرفی می شود ) 799 ریال می باشد . البته من این سرویس را امتحان نکردم و از مدت زمان آهنگ ها با خبر نیستم.

    این ایده ی جدید و پول ساز را می توان یک ویژگی در کنار اینترنت ارزان و جشواره های پی در پی ایرانسل دانست و از پیشرفت این چنینی یک شرکت خصوصی خوشحال شد . تا باشد که دولت به سمت خصوصی سازی پیش برود . 

    کپی رایت چیست؟

    >>> سيد مهدی شهيدی

    کپی رایت نوعی حفاظت قانونی از آثارعلمی و ادبی و هنری است. این قانون شامل هر نوع عرضه‌ای از اثر می‌‌شود و به صاحب اثر اجازه می‌‌دهد از حقوق انحصاری (به این معنی که فقط شامل صاحب اثر است و نه افرادی که به نحوی به اثر دسترسی دارند) که شامل تکثیر و اقتباس در شیوهٔ بیان نو است،استفاده کند. این اثر می تواند یک مقاله، نمایشنامه، ترانه، یک حرکت جدید در رقص، کد HTML یا گرافیک کامپیوتری باشد که قابل ثبت بر کاغذ، نوار کاست، CD یا هارد درایو کامپیوتر است.

    تا قبل از کنفرانس برن که در سال ۱۸۸۶ در شهر برن، بین کشورهای پادشاهی منعقد شد, حقوق قانونی صاحب اثر فقط در کشور خودش رعایت می‌‌شد ,اما پیمان برن داشتن این حق را در تمام کشورها برای صاحب اثر قابل اجرا دانست .پیمان برن تا کنون بارها مورد تجدید نظر قرار گرفته و از سال 1967 مدیریت آن بر عهده سازمان جهانی حمایت از حقوق مایملک معنوی Word Intellectual Property Organization یا WIPO قرار داده شده است. تاریخ انقضای کپی رایت، بر اساس پیمان برن، حداقل شامل طول حیات خالق آن و 50 سال پس از مرگ او است. این مقدار زمان شامل تمام کشورهای عضو در پیمان برن و کشور هایی که به کنوانسیون WIPOپیوسته اند، می شود.

    کپی رایت در جهان

    موافقتنامه جنبه‌هاي تجاري حقوق مالكيت فكري (Trips) به عنوان يكي از مهم ترين اسناد بین کشورهای پدید آورنده " گات "(WTO سازمان تجارت جهانی فعلی) در دور اروگوئه پس از مذاكرات فراوان در تاريخ 15 آوريل 1994 مورد توافق نهايي قرار گرفت. اين موافقتنامه كه هم چنين يكي از سه ركن اصلي موافقتنامه‌هاي سازمان تجارت جهاني (موافقتنامه‌هاي مربوط به تجارت كالا، موافقتنامه مربوط به تجارت خدمات، موافقتنامه مربوط به حقوق مالكيت فكري) است، از اسناد غير قابل تفكيك دور اروگوئه محسوب شده و از جامع ترين و كامل ترين موافقتنامه‌ها در خصوص حقوق مالكيت فكري به شمار مي‌آيد كه تاكنون در سطح بين‌المللي وجود داشته است.

    در زمینه کپی رایت و حقوق مربوط به آن، در موافقتنامه تصریح شده است که اعضاء باید مقررات اساسی کنوانسیون برن را ( تجدید نظر شده در سال 1971) در زمینه حمایت از آثار ادبی و هنری بپذیرند. در این موافقتنامه، کپی رایت به برنامه‌های کامپیوتری نیز تعمیم داده شده و مقرر شده که این برنامه‌ها همچون آثار ادبی و هنری مورد حمایت قرار مي‌گیرند. یکی دیگر از جنبه‌های این موافقتنامه که به قواعد موجود بین‌المللی در زمینه کپی رایت و حقوق مربوطه اضافه شده است، مقررات مربوط به حقوق اجاره صاحبان برنامه‌های کامپیوتری و ضبط موسیقی است. طبق این مقررات افراد مجازند که از اجاره آثار خود به عموم جلوگیری به عمل آورند.

    یکی از جنبه‌های مهم این موافقتنامه، پیش‌بینی مکانیسمی برای برخورد با کشورهایی است که به تعهدات خود در زمینه حمایت از مالکیت معنوی عمل نمي کنند. طبق مواد متعدد این موافقتنامه (20 ماده) – که در آنها نحوه حل و فصل دعاوی و ضمانت‌های اجرایی لازم مقرر گردیده – در صورتی که یکی از اعضاء سازمان جهانی تجارت اظهار دارد که عضو دیگر تعهدات خود را در چارچوب موافقتنامه نقض کرده، موضوع به رکن حل و فصل اختلاف سازمان تجارت جهاني ارجاع مي شود و در صورت اثبات نقض تعهدات، شورای عمومی سازمان جهانی تجارت(WTO) مي‌تواند مجازات‌هایی را بر علیه کشور خاطی (که مي‌تواند به متوقف کردن تجارت کالای تقلبی یا حتی نابودی آن در مرزها بیانجامد) اعمال کند. به دلیل وجود این قانون ونیز قوانین مربوط به سازمان جهانی حمایت از حقوق مایملک معنوی(WIPO)، در اغلب کشورهای جهان، نقض کپی رایت( همان شکستن قفل سی دی و تکثیر آن) از سوی اشخاص حقیقی یا حقوقی با مجازات های سنگینی روبرو است. اما به دلیل عدم عضویت ایران در WTO و WIPO، نقض کپی رایت انواع آثار هنری، ادبی و نرم افزاری نه تنها محکومیت و مجازاتی در پی ندارد، بلکه از سوی همه افراد به سادگی انجام می شود و به عنوان مثال تمام کامپیوترهای قوای سه گانه کشور با " ویندوز"هایی بالا می آید که نسخه اصلی آن یک سی دی قفل شکسته است به قیمت1000 تومان.

    وای مکس چیست ؟

    >>> نویسنده : عميد نمازي‌خواه

    در چند ماه اخير اينترنت پرسرعت يکي از بحث‌هاي داغ در حوزه IT بوده ‌است. منتقدان بسياري در مقابل محدوديت سرعت اينترنت در ايران به صف ايستاده‌اند و با نشان دادن آمارهاي جهاني و نسبت رشد کند پيشرفت تسهيلات اينترنتي در ايران انتقاد مي‌کنند.

    در مقابل، عملاً استفاده از اين سرويس اينترنت به‌صورت كاملاً رسمي‌و قانوني، محدود شده است. برآوردها حاکي است در حال حاضر حدود 90 درصد از کاربران اينترنت در ايران از سيستم معمولي اتصال به اينترنت از طريق خط تلفن يا همان شماره‌گيري (Dial Up) استفاده مي‌کنند که سرعت آن رسماً حدود 50 کيلوبيت در ثانيه است اما به گفته برخي کارشناسان عملاً گاهي به کمتر از 10 کيلوبيت در ثانيه مي‌رسد که با آن حتي نمي‌توان پيام‌برهاي اينترنتي (مسنجر) را هم باز کرد.

    با اين حساب كه مردم اغلب کشورهاي اروپايي و برخي از کشورهاي آسياي دور و آمريکا از اينترنتي بين 512 کيلوبيت تا يک الي 3 مگابيت در ثانيه استفاده مي‌کنند، سرعت اينترنت در ايران بين 10 تا 60 برابر کمتر از کشورهاي آسياي دور، اروپا و آمريکاست.

    اين در حالي است كه به گزارش ايرنا، در خوشبينانه‌ترين حالت فقط 100 هزار کاربر اينترنت پرسرعت(ADSL) در کشور وجود دارد که در مقايسه با تعداد کل کاربران رقم ناچيزي است. در ميان تمامي‌ اين قضايا به تازگي مبحث جديد ديگر نيز با مباحث قبلي آميخته شده که مي‌تواند نقطه عطفي براي بالا بردن سرعت و ضريب نفوذ اينترنت در ايران باشد.

    واي‌مکس (WiMAX) فناوري خارق‌العاده‌اي است که براي نسل جوان و مشتاقان اينترنت در ايران بسيار جذاب خواهد بود. البته اين تکنولوژي هم مانند فناوري‌هاي جديد ديگر با وجود امکانات خوب، ضررهايي هم براي انسان‌ها دارد.

    مضراتي مانند آنتن‌هاي BTS و مشکلات امواج الکترومغناطيسي، در آنتن‌هاي واي‌مکس نيز وجود دارد. البته دامنه و فرکانس عادي اين آنتن‌ها مضر نيست ولي بسياري از شرکت‌ها براي بالا بردن برد، فاصله، سرعت و قدرت آنتن‌هاي واي مکس از دستگاه‌هاي بوستر (کمکي) استفاده مي‌کنند که باعث تشديد فرکانس آنها مي‌شود و چنين فرکانسي تأثيرات جبران ناپذيري بر روي سيستم‌هاي عصبي و بدن انسان مي‌گذارد.

    با اين حال از ورود تکنولوژي واي‌مکس بايد خوشحال بود، شايد بتوان براي يک بار هم که شده شهد شيرين اينترنت پرسرعت و بدون قطع شدن را در ايران چشيد.

    واي‌مکس چيست؟

    WiMAX (مخفف Worldwide Interoperability for Microwave Access ) در واقع سيستم ارتباطي و ديجيتالي بي‌سيم است که جايگزيني براي شبکه‌هاي بي‌سيم نواحي شهري در نظر گرفته مي‌شود. WiMAX مي‌تواند دستيابي به بي‌سيم باند پهن را فراهم سازد (BWA) که تا 50 کيلومتر براي ايستگاه‌هاي ثابت و 5 تا 15 کيلومتر براي ايستگاه‌هاي سيار را پوشش مي‌دهد.

    در مقايسه، استانداردهاي شبکه‌هاي بي‌سيم محلي براي سيستم Wi-Fi در اکثر حالت‌ها تنها 30 تا 100 متر را پوشش مي‌دهند. با WiMAX، سرعت داده‌ها در شبکه‌هايي مانند Wi-Fi به سادگي پشتيباني مي‌شود، اما موضوع تداخل امواج کاهش مي‌يابد.

    WiMAX بر روي هر دو فرکانس‌هاي مجاز و غيرمجاز قابل اجراست که بدين وسيله محيطي تحت کنترل فراهم ساخته و الگوي اقتصادي قابل رشدي را براي امواج قابل حمل بي‌سيم ايجاد مي‌سازد. البته WiMAX مي‌تواند براي شبکه‌هاي بي سيم دقيقاً به طور مشابهي با پروتکل‌هاي رايج Wi-Fi مورد استفاده قرار گيرد.

    WiMAX نسل دوم پروتکلي است که استفاده مؤثرتري از پهناي باند و جلوگيري از تداخل امواج را امکان‌پذير ساخته و امکان سرعت‌هاي داده بالاتري بر روي مسافت‌هاي طولاني‌تر ممکن مي‌سازد.با اين اوصاف، به زودي WiMAX اصطلاح شناخته شده‌اي براي توصيف دستيابي اينترنت بي‌سيم در سرتاسر دنيا خواهد شد.

    البته در پياده‌سازي WIMAX معمولاً کل يک شهر تحت پوشش سرويس اينترنت آن قرار نمي‌گيرد. چرا که هزينه استفاده از سرويس‌هاي بي‌سيم به نسبت ساير سرويس‌هاي موجود بسيار بالاتر است،‌ اما استفاده يک ايستگاه WIMAX در يک شهر بسيار قابل قبول‌تر از راه‌اندازي ايستگاه‌هاي فراوان Wi-Fi جهت استفاده کاربران سيار است.

    به همين دليل،‌ در برخي از شهرها که راه‌اندازي سرويس‌هاي بر روي کابل هزينه‌هاي بالايي را مي‌طلبد، شرکت‌هاي ارائه دهنده به استفاده از اين تکنولوژي روي آورده‌اند. مزيت فوق‌العاده اين سيستم، اين است كه اين امکان را به کاربران مي‌دهد که از اينترنت خود به صورت سيار استفاده کنند.

    علاوه بر اين در برنامه‌هاي آينده اين تکنولوژي استفاده از سرويس‌هايي همچون VOIP نيز گنجانده شده است که ممکن است اين تکنولوژي را به يکي از رقباي سيستم موبايل کلاسيک تبديل کند.

    شبکه جهاني

    هدف نهايي تمامي ‌شبکه‌هاي محلي، ايجاد يک شبکه جهاني است. اين شبکه تقريباً همانند شبکه‌هاي موبايل امروزي فعاليت مي‌کند که در آن کاربران به نقاط مختلف سفر مي‌کنند اما در همه نقاط امکان استفاده از سرويس اينترنت پرسرعت را دارند.

    اين شبکه علاوه بر سرعت بالا، اين امکان را به کاربر مي‌دهد که در حال حرکت و در تمامي‌ نقاط به اينترنت متصل باشد. حداکثر تا دوسال آينده تکنولوژي WIMAX در نوت‌بوک‌هاي CEntrino تعبيه خواهد شد و به اين ترتيب از سال 2008 بايد منتظر تغييرات گسترده‌اي در شکل دسترسي به اينترنت خواهيم بود. فناوري جديدي كه البته معلوم نيست ما چقدر در استفاده از آن تعلل كنيم.

    همان‌طور كه سيستم ADSL سال‌هاست كه در همه‌ جاي دنيا مورد استفاده است و ما هنوز ترديد داريم كه اصولاً چيز خوبي است يا نه!

    مولتی داستان

    هنگامی که می خواستم درباره ی این فیلم ( خانه ی ارواح – the house of the spirits ) بنویسم نمی دانستم از کجا شروع کنم . این فیلم با هنرمندی و ظرافتی موشکافانه موضوع های زیادی را در برابر خود داشت ..   انسان برای به دست آوردن خواسته هایش بسیار تلاش می کند. اما چه فایده که آنها را خیلی راحت از دست می دهد . استبان (esteban) نیز از این گونه انسان هاست که سال های زیادی تلاش می کند ، ثروت کسب می کند اما آخر سر دیر می رسد و همسر مورد علاقه اش را از دست می دهد . این گوشه ای از کار است . هنگامی که بعد از سال ها زندگی و تلاش برای کسب قدرت و ثروت ، همان قدرت بر علیه اش بر می خیزد . تمام زندگی اش زیر قدرتی که خود درست کرده بود خرد می شود . نمی دانم از آنجا بگویم که باز هم انسان ها خام خواسته های نفسانی خود می شود و با لحظه ای غفلت باید ننگ آن را بر دوش بکشند . در فیلم beowulf پسری هیولایی ننگ زندگی شد ولی در خانه ی ارواح پسری از طبقه ی فقیران و افراد بی شخصیت که بعد از کسب قدرت ، گرچه زیاد به پدرش کاری ندارد اما دست به کارهایی می زند که زندگی پدر را به تباهی می کشاند . از سرنوشت بگویم و کارهای ناشایستی که خودمان با پنهانی انجام می دهیم اما نمی دانیم که بالاخره روزی به سراغمان می آید و گریبان گیر خودمان میشود . روزی همان بلا ها بر سر همسر و فرزندانمان می آید و ما فکر می کردیم که آنها از همه مخفی هستند .

      شاید داستان فیلم درباره ی نفرین باشد . یعنی می توان گفت نفرین ها به نوعی عملی نمی شوند ؟ همان جور که خواهر استبان برادرش را نفرین کرد . او نفرین کرد که استبان در تنهایی و ترس بمیرد . اما عاقبت خودش در خانه ای متروکه ، تنها و در حالی که چهره اش از ترس آشفته بود ، مرد .

    ما انسان ها افراد را به خوبی نمی شناسیم .به نظر دیگران نیز در این رابطه توجه نمی کنیم . ابتدا از آنها متنفریم و حتی قصد جانشان را می کنیم . اما بعدا جان آنها را نجات می دهیم .

    خانه ی ارواح بر خلاف نام گول زننده ی خود (که انسان را یاد فیلم های تخیلی و ترسناک می اندازد) هیچ رابطه ای با داستان فیلم ندارد . شاید نامش هم مانند داستانش مرموز است و رابطه ای نامرئی با آن دارد ؟ به قدری داستان فیلم هیجان انگیز و جالب است که کسی سراغ تصویر برداری و صدا و اینجور چسز ها نمی رود .

    خلاصه ی داستان : کلارا دختری که به علت قدرت درونی فوق طبیعی اش از حوادث قبل از وقوع مطلع می شود . پس از مرگ خواهرش خود را مسئول دانسته و دیگر لب به سخن باز نمی کند . تا اینکه خواستگار خواهر از دست رفته اش برای خواستگاری او می آید ، اما …