سینما و اعتیاد

همیشه یکی از موضوعات جذاب جامعه برای تبدیل شدن به فیلمنامه اعتیاد بوده است . حال کارگردان ها و فیلمنامه نویسانی که کمی خلاقیت داشته اند توانسته اند این صحنه ها را به خوبی بازسازی کنند . عده ای هم که در همان تصور قدیمی باقی مانده اند و در نتیجه فیلمشان برای بیننده تاثیر گذار نبوده است .

دو فیلمی که اخیرا در سینمای ایران اکران و مورد تقدیر منتقدان و مردم هم واقع شده یکی خون بازی و دیگری سنتوری می باشد .

بعد دیدن فیلم دایره زنگی به شدت شیفته ی بازی و شخصیت باران کوثری شدم . برای همین هم در پی فیلمهای دیگری که اخیرا بازی کرده بود رفتم و با دو کار آشنا شدم ؛ یکی توفیق اجباری و دیگری خون بازی . اولی اصلا چنگی به دل نزد و فیلمی بود که با هدف قرار دادن سر سری زندگی بازیگری مشهور می خواست فروش خوبی را به دست آورد که همین هم شد . یعنی به فروشی دور و بر یک میلیارد تومان دست یافت . اما خون بازی … که مطمئنا فوق العاده ترین فیلمی است که در طی سال های گذشته با مضمون اعتیاد و دیدی خاص به این بلا ساخته شده . باز هم بازی فوق العاده بی نظیر باران کوثری که واقعا حقش بود سیمرغ را به خاطر بازی در این فیلم بگیرد .من که به هیچ وجه نتوانستم دو بازی اش در دایره زنگی و خون بازی را از یکدیگر جدا کنم .  ( شرمنده ! اگر می بینید اطلاعاتم قدیمیه به خاطر اینه که تازه به سینمای ایران علاقه مند شدم و قبل از این زیاد به این موضوع اهمیت نمی دادم ، مخصوصا به دیدن فیلم های ایرانی ) اما چه خوب است تا مقایسه ای داشته باشیم بین فیلم های خون بازی و سنتوری و بزنگاه که این روز ها از شبکه ی سه سیما در حال پخش است .

فیلم خون بازی اساسا بر پایه ی بازیگری قرار گرفته و داستان قرص و محکمی ندارد . این تنها بازی است که تمام شما را به دیدن آن وا می دارد . نمونه ی واضحی از ضعف فیلمنامه پایان آن است که بدون هیچ نتیجه گیری تمام می شود . به شخصه به این موضوع اعتقاد دارم که بعضی از داستان ها پایانشان را به دست بیننده می سپارند . ولی در خون بازی این شیوه متفاوت است . تمام فیلم در کش قوس این ماجرا طی می شود که سارا (باران کوثری ) می خواهد اعتیاد را ترک کند . گاهی اوقات می تواند خود را کنترل کند و آن را برای مدتی رها می کند و گاهی اوقات در برابر آن دوام نمی آورد و تسلیم می شود . حال پایان داستان بدون رسیدگی به این موضوع که آیا ترک می کند یا نه رها می شود . اگر بخواهیم برداشت دقیق تری داشته باشیم ، در صحنه ی پایانی فیلم هنگامی که مادر از پرستار می پرسد که » نکنه این دفعه هم نتونه » و پرستار می گوید » هیچ چیز غیر ممکن نیست » و در پی آن نگاه خیره ی سارا که نمایانگر این است که شاید باز هم نتوانم …

در آن سو فیلم سنتوری که گرچه داستان های دیگری هم در خود جای داده اما شاید بشود مسیر اصلی فیلمنامه را اعتیاد خواند . بر خلاف خون بازی این فیلم پایه ی محکمتری دارد و به قسمت های دیگری از عواقب اعتیاد روی می آورد . علی سنتوری در پی اعتیاد زجر زیادی می کشد ، به فلاکت می افتد و زندگی اش تباه می شود حتی در قسمت های انتهایی دیگر کفشی هم ندارد تا پا کند .از اعتیادش هیچ وقت پشیمان نشد و فکر می کرد با کمی اراده می تواند همه چیز را ترک کند ولی اراده اش را نداشت .فیلم سنتوری بر می خواهد این را بگوید که مواد با انسان چکار می کند و او را به چه جا هایی می کشد . اما سارای خون بازی بهترین شرایط را داشت . مادرش کنارش بود ، خودش می خواست اعتیاد را ترک کند ، عشقش در آن سوی دنیا منتظرش بود و بزرگترین فلاکتش غلت خوردن در گل و لای برای پیدا کردن مواد بود . گرچه همان حرف سنتوری را مبنی بر عواقب اعتیاد دنبال می کرد اما پیام اصلی اش همه گیری اعتیاد بود که هیچ کس را رها نمی کند .

حال هنگامی که همه در پی درست کردن چهره ای بد از اعتیاد هستند سریال بزنگاه با پیش و پا افتاده جلوه دادن این موضوع به نحو دیگری کار خود را دنبال می کند . البته این را هم باید در نظر گرفت شاید این دیدگاه متفاوت بهتر جواب دهد .که با ساده شمردن این موضوع از هیجان و تازگی که که در خیلی ها برای امتحان مواد به وجود می آورد بکاهد . باید ببینیم این شیوه تا چه اندازه می تواند تاثیر گذار باشد و آیا مسئولان هم می توانند این را درک کنند یا با تصمیمی زود هنگام باعث توقیف فیلم می شوند .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

Advertisements

دنیای سایبر خطرناک است

دیگه خسته شدم … چقدر IT ، چقدر تکنولوژی ، چقدر اینترنت و … چقدر وب .

دیگه شوق و ذوق اولیه ام درباره ی وب 2 و اینجور حرف ها تمام شده . خسته شدم از پس صفحه ی فایرفاکس را جلوی خودم دیدم . از بس صفحه ی سفید گول ریدر را از نگاه گذراندم . بعد از خواندن فید ها به قدری سرم از مطالب مختلف انباشته شده بود که نه می توانستم چیزی بنویسم  و نه کار دیگری انجام دهم ، تنها به یک خواب اکتفا می کردم ، بلکه بتوانم این انبوه مطالب را از ذهنم بیرون بریزم . دیگه طی روز وقتم را با نگاه کردن به آن سوی پنجره نمی گذرانم … حیا نمی کنید شما که همین الان دارید آن طرف پنجره ی آبی را می پایید ؟

اما حالا دیگر همه چیز تمام شد … راحت شدم از دست IT . خودم را از دنیای سایبر بیرون کردم . گرچه سخته ولی دیگه کم کم دارم ترکش می کنم . چند وقتی قصد داشتم پستی بزنم در رابطه با خودم و یک بیماری که نامش را up to date گذاشتم ؛  اما نشد . حالا می خواهم بگویم از این پس از شر این بیماری نیز خلاص می شوم . خودم را داشتم با این بیماری نابود می کردم . دیگر لزومی نمی بینم همیشه up to date باشم . از آنتی ویروس ویندوز گرفته تا آپدیت های چند صد مگابایتی لینوکس تا جدیدترین نسخه ی نرم افزار ها من را در تسخیر خود داشتند .هر را که می شد آپدیت می کردم ؛ هر چیز به جز خودم . اما دیگر ذهنم را این موضوع بیهوده نیز پاک کردم . دیگر چه اهمیتی دارد که از فایر فاکس 1 استفاده کنی یا از فایر فاکس 3 یا حتی از mosaic ؟  مهم اینه که دیگه از هیچ کدوم نمی خواد استفاده کنی .

در این مدت نمی دانید که چقدر انتظار کشیدم … برای چی ؟ برای این لینوکس کوفتی . برای اینکه زودتر نسخه ی جدید جت آدیو رو بگیرم . انتظار می کشیدم تا ببینم کی فایرفاکس جدیدترین نسخه ی خودش رو بیرون می دهد ؛ تا من اولین نفری باشم که آن رو دانلود می کنم .

دیگه حرص این رو نمی زنم که چرا وبلاگ بقیه پیشرفت می کنه ولی وبلاگ من نه . دیگه غصه ی این را نمی خورم که چرا بقیه اینقدر راحت در این دنیای مجازی دوست پیدا می کنن ولی من نه . دیگه ناراحت نیستم از اینکه چرا فرندفید من بالا نمی آید . می دانید دغدغه vivavida چه بود ؟ اینکه نکند یک روز از خواب بیدار شود و ببیند فرند فید ف یلتر شده … تو رو خدا می بینید !! از بین می روید … اگر بخواهید این طور زندگی کردن ادامه دهید .

آخیش چقدر راحت شدم وقتی این حرف ها رو زدم … بدرود IT … شاید وقتی دیگر .

تغییر ماهیت می دهیم

فاصل تابستان در حال اتمام است . در پی خود درگیری ، استرس و نبود وقت را نیز به همراه می کشد . مسلما با این اوضاع دیگر وقت این را ندارم که مطالب خوب و بدرد بخوری در وبلاگ بگذارم .( نه اینکه تا به حال می ذاشتم ) . برای همین هم این نبود وقت تغییر ماهیت وبلاگ را در پی دارد که امیدوارم برای کسانی که اینجا را دنبال می کنند آزار دهنده نباشد . سعی می کنم همچنان مطالبی را که می گذارم درد عده ای را دوا کنند . از تجربه ها و اتفاقاتی که برایم می افتد تا نکته هایی را که در طول روز پیدا می کنم ( در هر ضمینه ای ) . اما خوب وبلاگ اگر بخواهد همین روال را طی کند مسلما دیر به دیر آپدیت می شود .

+ وبلاگ دیگری را در این آدرس را اندازی کردم که به درد هیچ کس نمی خورد .(شاید هم بخورد ؛ بستگی به دید شما دارد ) آنجا را برای خودم می نویسم . طی ماههای آینده مطمئنا آنجا بیشتر می نویسم . برای دل خودم … برای اینکه مشغله های ذهنی ام بیشتر می شود .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

آزادی با طعم ویندوز

طبق گفته ی دوستان روز 28 شهریور روز آزادی نرم افزار نام گذاری شده است . به همین مناسبت عده نرم افزار های آزادی را که در لینوکس استفاده می کنند در وبلاگ خودشان معرفی کردند . راستش به من خیلی برخورد . این دلیل نمی شود که چون مودم رایانه ی من از لینوکس پشتیبانی نمی کند ما قید همه چیز از جمله این جشواره را بزنیم . برای همین شرین کاریی سر دادیم . امیدوارم برای کسانی که حامی نرم افزار های آزاد هستند و به دلایلی نمی توانند از لینوکس استفاده کنند ، حداقل با نرم افزار های باز و رایگان در ویندوز کار کنند .

اول از همه اینکه بنده از ویندوز استفاده می کنم . حال هم ندارم تا از میزکارم عکس بگیرم . ویندوز که دیگر دیدن ندارد .

از سایت واکوپا کمک می گیرم برای معرف نرم افزار هایم از پرکاربرد ترین ها :

اولی مطمئنا فایرفاکس است که برای وبگردی استفاده می شود . نمی دانم توضیح بیشتری هم می خواهد ؟

دومین free download manager که نرم افزاری کاملا رایگان ، کاملا آزاد ، کاملا اپن سورس و کاملا کامل 🙂 برای دانلود فایل از اینترنت است . کار با این برنامه بسیار ساده تر از نمونه های مشابه است .

تاندربایرد که معرف حضورتان است . برای چک کردن ایمل کاربرد دارد . بسیار سبک و از همه مهم تر ساخته ی دستان موزیلای بزرگ است .

ویندوز لایو رایتر که اگر من وبلاگ دارم به خاطر وجود چنین نرم افزاری است . اپن سورس نیست . اما آزاد که هست .

spybot-search & destroy : دوستان لینوکسی اصلا دور و بر اینجور نرم افزار ها نپلکند که شاکی می شوم . اینها فقط مخصوص ما ویندوزی هاست که از دست ویروس و جاسوس و ماسوس آرامش نداریم .

اگر می خواهید یک بازی شاد و شنگول رایگان داشته باشید می توانید از beetle ju 3 استفاده فرمایید . بیشتر به درد بچه های کوچولو و اینجوری ها می خورد اما بقیه هم می توانند بازی کنند .

اگر از محیط گوگل ریدر خسته شدید حتما از feedreader استفاده کنید تا خستگیتان در رود .نسخه ی جدید این برنامه به تازگی عرضه شده که که امکان جستجو فید در سایت های مختلف و به عبارتی شکار فید از داخل برنامه اضافه شده است .

پیکاسا یک نرم افزار ویرایش و نمایش تصاویر و دسترنج گوگل می باشد . شایسته بود که یک پست کامل را به نسخه ی سوم این نرم افزار که یک هفته ی پیش منتشر شد اختصاص دهیم اما وقتش نشد . در نسخه ی سوم امکان نمایش تصاویر خارج از برنامه اضافه شده که در نسخه ی دوم نبود . این نکته  هم بگم که این برنامه برخلاف سایر برنامه های گوگل نصبش آنلاین نیست برای همین اینجا نام برده شد .

object dock برای زیبا تر کردن ویندوز است و کاربرد دیگری ندارد . به عنوان نواری زیبا در پایین صفحه قرار می گیرد . مشابه این برنامه هم در مک و هم در لینوکس وجود دارد .

ulyrasurf : هیسسسس ! شلوغش نکنین . برای عبور کردن از چیزه … ما بهش می گیم چیز شکن .(لینکشو ندارم ، به عبارتی خودم هم نفهمیدم که چجوری اومد تو کامپوترم )

paint.net اصلا با paint ویندوز قاطیش نکنین که اشتباه بزرگی کردین . یه چیز در حد و اندازه ی فوتوشاپه من بهش می گویم نانو فوتوشاپ .!!!!

این هم از جشواره ی آزادی نرم افزار .آخیش… چه حس خوبی دارد آزادی .

+ خودمونیم ! چه حالی داره آدم خودشو الکی قاطی جشواره میکنه .

+ اطلاعات بیشتر از جشواره

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

مشکل در فید بلاگ

چند وقتی است که در فید بلاگ مشکلی به وجود آمده . از تمام کسانی که به دلیل این مشکل نتوانستند از فید استفاده کنند ، معذرت می خواهم .

مشکل به این صورت است که پس از رفتن به آدرس فید ، نمونه ی مطالب به صورت علامت سوال دیده می شود . برای همین تعدادی از خوانندگان به قسمت فید رفته بودند اما آن را subscribe نکردند ( کسی دلش نسوخت حداقل یه کامنت بذاره که اینجا این مشکل وجود داره ) . بعد از کلی سر و کله زدن با فید برنر به این نتیجه رسیدم که یک اکانت از نو بسازم . اما بعد از ساخت اکانت وقتی آدرس فید اصلی را می دهم خطا می دهد که این آدرس معتبر نیست .

پیغام خطا :

The URL you entered does not appear to be a valid feed. We encountered the following problem: Error on line 132: Invalid byte 2 of 2-byte UTF-8 sequence.

خواهشا هر کسی می تواند مشکل مرا بر طرف کند در این کار کوتاهی نکند که ممنونش می شوم .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .(اصلاح شد)

سواری بر روی مرورگرها

تا به حال به این نکته فکر کردید که مرورگر های اینترنتی چقدر می توانند شبیه ی یک وسیله ی نقلیه عمل کنند.

فایرفاکس بدون افزونه :من خیلی اوقات به یک بزرگش احتیاج ندارم .اما این رو خودم ساختم . نگاه کن چگونه شادم . من می توانم آن را درست کنم .

فایرفاکس با افزونه : بله . من گاهی اوقات به یک بزرگش احتیاج دارم . و تو می توانی ببینی که من از افزونه ها استفاده می کنم .

اپرا :خوبه اگر من گاهی اوقات کوچکتر و سریع تر باشم . این ویژگی های فراوانی دارد ؛ اما شاید همه نتوانند از آن استفاده کنند .

اینترنت اکسپلورر :ها ! ها ! من دارم از اینترنت استفاده می کنم .

+ با عرض معذرت از ترجمه ی بد این جملات .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

گوگل را تحریم کنیم

چند روز پیش مرورگر گوگل معرفی و پشت سر آن سر و صداهای بسیاری که داشت . مطمئنا با مطالبی که دیگران در رابطه با این مرورگر نوشتن دیگر لازم نمی بینم بخواهم از لحاظ فنی این برنامه را نقد کنم (هرچند این نیز از من بر نمی آید ).اما اصلا ما چرا باید از این برنامه برای انجام کارهای روزمره مان استفاده کنیم ؟

chrome

کروم ( chrome) که در لغت به معنای "رنگ دانه ی کرومیم ، رنگ زرد فرنگی ، آب ورشو " می باشد ،نامی است که گوگل برای مرورگر خود استفاده کرده . اینکه گوگل چرا این نام را انتخاب کرده را نمی دانم .چون من هم مثل بقیه از این چهار کلمه چیز زیادی نفهمیدم .

چرا باید از کروم استفاده کنیم . در حالی که گوگل ایران را تحریم کرده . بگذریم که با چه دنگ و فنگی کاربران ایرانی توانسته اند این مرورگر را دانلود کنند و از خیر فایرفاکس بگذرند . موزیلا امکان این را می دهد که خیلی راحت آخرین نسخه مرورگرش را دانلود کنیم و بدون دردسر آن را آپدت کنیم . حال چه این کار را از بمبیی انجام دهیم چه از تهران . موزیلا ما را آدم حساب می کند ، می گذارد در رکورد زدن برای دانلود فایرفاکس شریک باشیم ؛ اما گوگل نه .

آیا می دانستین که این تنها گوگل است که امکان دانلود بسیاری از برنامه ها را به ما نمی دهد .( فکر می کنم بیشترین تحریم های انجام گرفته از سوی گوگل است )حتی ماکروسافت و یاهو نیز جرات چنین کاری را ندارند . اینترنت اکسپلورر ، پاور توی و ویجت های یاهو به راحتی قابل دانلود است .حتی آپدیت های ماکروسافت را هم ( در صورتی که از نسخه ی اصلی ویندوز استفاده کنید ) می توانید از ایران دریافت کنید ؛ اما مطمئن باشید اگر گوگل روزی سیستم عاملی بسازد هیچ گاه این امکان را به کاربران ایرانی نمی دهد .

بعد ما در ایران باید اینقدر خودمان را کوچک کنیم که با هر جنگولک بازی که شده کروم گوگل را دانلود کنیم .

نکنید این کار را ، بیایید ما گوگل را تحریم کنیم . فایرفاکس را نباید از دست داد .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

دایره زنگی

تا به حال برایم اتفاق نیفتاده بود که از فیلمی آنقدر خوشم بیاید که آن را به صورت پیاپی برای چهارمین بار ببینم . حال آنکه این فبلم ایرانی نیز باشد که اکثرشون حتی اگر کلی تعریف نیز پشتشان باشد ، نمی توانم برای یک بار دیدن تحملشان کنم . بازی فوق العاده باران کوثری(نمونه ی بارزش اخراجی ها که بر خلاف نظر دیگران بیشتر از یک بار  ارزش دیدن نداشت ).

به خاطر اینکه این فیلم یعنی دایره زنگی در ژانر کمدی –حادثه ای قرار دارد ، بسیار از بحث های جدی را از خود دور می بیند . اما خارج از شوخی هایی که در بسیاری از صحنه های فیلم اتفاق می افتد؛ می توان از نگاه جدی نیز به اتفاقات این فیلم نگاه کرد .

همه چیز به صورت ناگهانی و از دزدیده شدن یک ماشین آغاز می شود . آن موقع که هیچ نشانی از دزد در دست کسی نیست  و بعد یک تصادف . بیننده برای بار اول نمی تواند رابطه ای میان تصادف و ماشین پیدا کند و به دیدن فبلم ادامه می دهد . فیلم برداری دارای ضربه هایی است که به مستند و واقعی شدن آن کمک می کند و این طور که به نظر می رسد در بسیاری از صحنه ها ( یا در همه ی صحنه ها ) اصلا از پایه استفاده نشده و رویدادها از چشم بیننده دنبال می شود .سبک فیلم به قدری تند و سریع است که کارگردان نه نیازی به موسیقی متن داشته و نه نیازی خلوت کردن های قهرمان فیلم . همه چیز آنقدر سریع اتفاق می افتد که بعد از اتمام آن دنبال فرصتی می گردید تا برای بار دیگر فیلم را بازبینی کنید . شاید هم مثل من از دیدن ده باره آن هم خسته نشوید . بازی باران کوثری در نقش یک دختر چشم و گوش بسته و ساده به قدری فوق العاده و دوست داشتنی است که شاید مثل من خیلی راحت عاشقش شوید . ( عکس های رو برو کاملا بیانگر این موضوع است ).

احساس هایی که در فیلم روی می دهند به قدری طبیعی و عادی هستند که به سختی برای بیننده قابل هضم است ؛ مثل شخصیت محمد که فقط در عرض یک شب عاشق شیرین شد و حاضر شد برای در آوردن خرج ماشین تصادف کرده ی او به هر در و دیواری بزند . به خاطر او چه سختی هایی که نمی کشد و درون چه دردسر هایی که نمی افتد . شیرین نیز نمونه ی یک دختر ساده و راحت که هر وقت نیاز به دست شویی داشته باشد می گوید ؛ حتی به مرد همسایه . همه کس را سر کار می گذارد . اما از این کارش هدفی ندارد ( واقعا به چهره ی بالا می آید که هدف بدی از دزدی کردن را داشته باشد !!). برای اولین بار عاشق یک پسر می شود و نهایت کاری که می کند این است که پولش را نمی دزد و در هنگام ترک کردن او ناراحت است . در یک صحنه ی فوق العاده شیرین در حال درست کلاهی کاغذی است که بر سر محمد بگذارد اما محمد پس از لحظه ای کلاه را برمی دارد و بر سر شیرین می گذارد . این حرکتصابر ابر در نقش یک انسان بسیار ساده کاملا بیان می کند که گرچه به نظر می آید شیرین همه را به خصوص محمد را بازیچه ی دستان خود کرده بود ولی بزرگترین ضربه به خودش و با ترک محمد زده شد و تا آخر فیلم از ترک کردن او ناراحت بود .

بسیاری از صحنه ها تقریبا برای اولین بار است که در سینما مطرح می شود ؛ مثل کل کل محمد و شیرین . این دو به قدری خودمانی می شوند که آدم یادش می رود که چند ساعت پیش در خیابان با همدیگر آشنا شده اند و این برمی گردد به سادگی هر دو .  صحنه ای هم که منجر به آشنایشان می شوند در فیلم وجود ندارد که به نظر می رسد به خاطر فشارهای وارده از ارشاد بوده که در نتیجه به حذف صحنه ها کشیده . شاید هم گارگردان در به تصویر کشیدن این قسمت کم آورده .

شاید بشود این کار را به عنوان رمانتیک هم این فیلم را به شما پیشنهاد کرد .

بازی دیگر بازیگران مثل مهران مدیری و محمدرضا شریفی نیا نیز فوق العاده است ولی به پای بازی این دو نمی رسد.

+ می رویم به خاطر دیدن فیلم برای بار پنجم .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .

صد سال تنهایی

اگر روزی انسان در کوپه ی درجه یک سفر کند و ادبیات در واگن بار ، کار دنیا به سر آمده !

صد سال تنهایی اثر گابریل گارسیا مارکز

دنیای تخیل ، مخصوصا تخیل درون کتاب ها گاهی بسیار بر انسان اثر عجیبی می گذارد . هیچ وقت یادم نمی رود لحظه ای را که به خاطر مرگ دامبلدور در مجموعه داستان های هری پاتر نزدیک بود اشک از چشمانم جاری شود و تا چند روز در خودم بودم و در فکر کسی که مرده بود . یا آخرین کتابی که خواندم ، صد سال تنهایی . به اندازه ی هری پاتر در من کشش ایجاد نکرد . گرچه مطمئنا هدف نویسنده نیز ایجاد کشش نبوده ، بلکه با نوشتن یک داستن دنباله دار از زندگی یک نسل تنها می خواسته پیامش را ذره ذره به خواننده  تزریق کند .

 گابریل گارسیا مارکز

تنها بودن یکی از آرزوهای من بود. تصور می کردم این انسانهای مزاحم مانع پیشرفت من می شوند ؛ برای رسیدن به کمال . اما این را نمی دانستم که هیچ انسانی برای تنهایی آفریده نشده . من در حالی آرزویی تنهایی می کردم که خودم برای یک لحظه تنها نبودم . همیشه کسانی دور برم پیدا می شدند که نگذارند من تنها باشم . ولی وقتی به این قسمت از کتاب رسیدم که آخرین نسل از خانواده ی بوئندیا همراه با فرزندش در دهکده ی ماکوندو بی هدف قدم می زد و گذشته ی دوری را که خانواده اش گذرانده اند مشاهده می کرد ، آن هنگام بود که معنی تنهایی را فهمیدم . آن زمان که آئورلیانو دیگر هیچ کس را نداشت . حتی مردم شهرش را … و حتی شهرش را . او آخرین از نسل بوئندیا بود .نسلی که اولینشان به درخت بسته شد و آخرینشان خوراک مورچه ها . عکس روی جلد

تعدادی از رمان های دنباله داری را که تا به حال خواندم هیچ گاه به پایان نرساندم . به عقیده من به علت حفظ شکوه و جلال بهتر است که داستان را به پایان نرسانیم تا احتمالا پایان ضعیف به اصل داستان لطمه نزند . همیشه سعی می کردم در ادامه ی ماجرا بمانم و تصویری از ادامه ی داستان در ذهنم بسازم . اما داستان " صد سال تنهایی " بدون پایان معنی ندارد . این صفحه آخر است که با نگارش زیبای داستان را حفظ می کند . هنوز که هنوزه شگفت زده ی پایان فوق العاده این رمان فوق العاده مانده ام . بی ربط هم نیست که این کتاب جایزه نوبل ادبیات در سال 1982 در یافت کرده است .

جدیدترین مطالب وبلاگ را از طریق فید Billboard_Feed_32x32 دنبال کنید . برای آگاهی از چگونگی این کار این صفحه را ببینید .